{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایانی برای قصه هانیست
نه بره هاگرگ میشوند ونه گرگ هاسیر


پایانی برای قصه هانیست
نه بره هاگرگ میشوند ونه گرگ هاسیر
خسته ام ازجنس قلابی آدم ها،دارمیزنم خاطرات کسانی که مرا آزرده اند،حالم خوب است اماگذشته ام دردمیکند...
سوت پایان را بزنید!!
صداقت من،حریف هرزگی این زمانه نمیشود...
دیدگاه ها (۲)

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کـناری ، ...

باغبانی گفت بابت تنها گلت یک باغ گل میدهمت، خندیدم و گفتم ای...

تمام زندگی ام را میدهم که برگردیو همین که برگشتی بگویم:“دیگر...

هوایت دست سنگینی داشت...این راوقتی زد به سرم فهمیدم..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط