{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۸⁦<⁠(⁠ ̄⁠︶⁠ ̄⁠)⁠>⁩

پارت ۱۸⁦<⁠(⁠ ̄⁠︶⁠ ̄⁠)⁠>⁩

یهو صدای در زندان به گوش میرسه
میبینن چانگبین میاد داخل و در زندان رو باز میکنه

چانگبین :آروم از در پشتی برید بیرون

جونگین:نمی‌تونیم ا/ت بیهوش شده نمی‌دونیم چیکارش کنیم 😢

مانیانا:باید برسونیمش بیمارستان اون مشکل قلبی داره !😭

چانگبین :باشه من یه ماشین خبر میکنم ببرتون بیمارستان فقط آروم اگر بنگ چان بفهمه اون موقع همه با هم باید بریم اون دنیا


بعد چانگبین میره و جونگین ا/ت رو بغل می‌کنه و از زندان می‌ره بیرون
مانیانا هم باهاشون می‌ره
جلوی ماشین همه همدیگر رو میبینن(چانگبین، جونگین ،مانیانا)

جونگین :چرا کمکمون کردی؟

چانگبین : شنیدم بنگ چان میخواست شما رو بفرست یه کشور دیگه نمی‌تونستم ببینم داری میری یا آسیبی قرار بهت برسه !
و بعد خدافظی می‌کنه و می‌ره

جونگین :ممنونم و بعد خدافظی می‌کنه !


مانیانا. وجونگین سوار ماشین میشن و ا/ت رو میبرن بیمارستان

ا/ت به شدت حالش بد بود طوری که وقتی رسیدن بیمارستان ا/ت رو مستقیما بردن اتاق عمل

مانیانا و جونگین خیلی نگران ا/ت بودن

وقتی دکتر از اتاق عمل اومد بیرون گفت :........

حمایت یادت نره لاولی :)

بچها تا ۱۶۰تا نشیم پارت بعدی رو نمیزارم 🥲
دیدگاه ها (۰)

چند پارت رو نوشتم ولی گفتم تا ۱۶۰تا نشیم پارت بعدی نمیزارم ی...

رابطه قشنگ ایدل های کیپاپ 🥺✨

اینم پارت آخر (ادامه ندارع لاولی ها 🙂🐾)خب بچها درخواستی داری...

بچها میخواستم کاملش رو بزارم اما چون طولانیه ویسگون نمیزاره ...

اولین ملاقات p9

ولی متاسفانه ا/ت کار خودش رو کرده بودجیمین سریع ا/ت رو با دس...

اولین ملاقاتp

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط