{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو

«بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو
«توی برگه نوشتن متهم اظهار پشیمونی نکرد»
«دادا برای چی نرم؟»
«بعدا اینو استوری می‌کنید میگید برای رفتنت زود بود»
«پروانه‌ی بنفشی دیدی منم»
«دارم می‌سوزم بابا»
«جون منو ازم گرفتن خانم، جون من توی اون هواپیما سوخت»
«بچه‌ی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمی‌ده؟»
«دیگه نمی‌ترسیم، می‌جنگیم»
«بچه‌ی من حتی نمی‌تونست تا سر کوچه تنها بره»
«بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره می‌رقصه، بلند شو» 
«بابا بسه، بسه بابا بسه بسه»
«کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را می‌خواهم»
«ما تماشاگر نمی‌خواهیم به ما ملحق شوید»
«من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟»
«پاشو برات نون خامه‌ای گرفتم مامان، پاشو هرچندتا دوست داری بخور»
«من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟»
«این رضای پرپر شده‌ی من تقدیم به میهن» 
«واسه خواهرزاده‌ی من، گوش کن، واسه خواهرزاده‌ی من دست بزنید
«پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه می‌زد، اگر اینا نمی‌کشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده می‌موند»
«آقا این خطو می‌شناسی؟ تیر خورده نفس نمی‌کشه»
«ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچه‌های ما رو بکشید؟»
«توی فاتحه‌ی من قرآن نذارن، مردم برقصن»
«به امید روزهای قشنگ، کنار تو» «اندازه‌ی دنیا برنامه داشتی مامانی»، «آرزو می‌کنم سال دیگه این موقع، هیچ‌کدوممون اینجوری نباشیم»
«اگه منافق زده چرا بچه‌ی من قطعه‌ی شهدا نیست؟»
«بچه‌ها سرپرست‌شون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگه‌شون داره؟»
«مبین من روت پتو می‌کشیدم، نمی‌ذاشتم این‌طوری یخ بزنی»
«اگر آزاد شد، خوشحالی کن به‌جای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم»
«دارم می‌رم، نه به‌خاطر خودم، به‌خاطر پسرامون»
«جون مادرت نزن»
دیدگاه ها (۰)

غر زدن و رو مخ رفتنِ دخترا رابطه ی مستقیمی با علاقشون به اون...

بعد مدت ها سلام بلاخره اکانتم از مسدودیت در اومد بخاطر یه حر...

فکر کن حدود ۳۰ ۴۰ سال دیگه بچه هامون بیان و بگن : مامان بابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط