{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاب بیست و یکم ماه عسل

قاب بیست و یکم ماه عسل
حاج محمود هرسال برای ده الی پانزده خانواده جهیزیه تهیه میکند. او میگوید با نهادهای مختلفی همکاری میکند تا این اتفاق بیفتد و دختران بدون دردسر به خانه بخت بروند.
حاج محمود عقیده بزرگی دارد. اومیگوید: بهترین عبادت ، خدمت است.

حاج محمود قصه امشب نذر بزرگی میکند برای پسرش. نذر میکند اگر پسر أسیرش برگردد در یل آباد امام زاده را مرمت کند.پسر حاج محمود که حالا آزاده است به خانه برمیگردد و حاج محمود به عهدش وفا میکند....

او معتمد شهر خودش است. علیخانی میپرسد شما چه کاری میکنید که همه با اشاره شما کار انجام میدهند. حاج محمود میگوید: من برای پرونده های مختلف به دادگاه ها میروم و سعی میکنم که مشکلات جوانان را حل کنم. در مسائل مالی هرکاری از دستم برمی آید انجام میدهم تا مشکلات مالی شان بزرگ نشود.

حاج محمود میگوید:ما همه گرفتاری هایمان حل شده و من تمام تلاشم را کردم که مشکلات روستا حل شود فقط یک مشکلی باقی مانده و آن هم دیگر ما نمیتوانیم کاری کنیم و دولت باید کمک کند. اقای روحانی خواهش میکنم فکری به حال جاده ما کند.

حاج محمود از روزهایی میگوید که دنبال کارهای طلب بخشش از خانواده مقتول در روستا بوده و عنوان میکند: أمیدوارم بودم رضایت بدهند و اگر هم رضایت نمیدادند بارها و بارها میرفتم تا رضایت بگیرم. آنقدر میرفتم که بگیرم.

حاجی هرچیزی بگوید همه انجام میدهند ، از بس شسته رفته و أمین است.....
دیدگاه ها (۵)

یـــــا عـــلے

سیما تیر انداز

....

...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط