{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارانم و از ابر به احیا نرسیدم

بارانم و از ابر به احیا نرسیدم
باریدم و هر بار به صحرا نرسیدم

با فکر تو در خواب به یک حادثه رفتم
در جا زدم و تا ته رؤیا نرسیدم

تو شانه بسر بودی و در پهنه پرواز
طاووس ترینم که به بالا نرسیدم

اندازه دریا شدنت آبی من باش
من برکه خشکم که به دریا نرسیدم

تاوان کبوتر شدنم را دل من داد
پرواز نکردم چو به پروا نرسیدم

چون کهنه طنابی نگهت بسته گلویم
خاموش از آنم که به آوا نرسیدم.

تو خوب رسیدی و به خورشید نشستی
‎من خوب دویدم به ثریا نرسیدم

یوسف نشدی تیره گی چاه بدانی
پیداست چرا من به زلیخا نرسیدم!

یک معجزه ای راه مرا برد به دریا
چون باز شد آن راه به موسا نرسیدم!!

تو قهوه قاجاری من تلخ و گس و داغ
نوشیدمت اما به معما نرسیدم

در زیرزمین دل خود چله نشینم
مانند شرابی شدم اما نرسیدم!!!
دیدگاه ها (۲)

چنانم کرده ای عاشق که بی عشق تو ویرانمتویی روحم تویی جانم تو...

امشب ای یار دلم سخت هوایت دارد..دل سودازده ام میل صدایت ...

سکوت می کنم ولی،سکوت من غرور نیست دریغ در تلاطمم، نشانه ی عب...

یه "دنیا"غریبم...!!کجایی عزیزم..!!بیا تا "چشامو"توچشمات"بریز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط