{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مسجد عشق رفته بودم به نیاز

در مسجد عشق رفته بودم به نیاز

گفتند: اذان بگو، من از او گفتم
دیدگاه ها (۱)

لب‌هایمان شبیه دو آتش زنه است ومست روشن کند جرقۀ تندش اجاق م...

تو آن بایدیکه روز به بهانه‌ات زیباست..

هر صبحزِ عشق تو این عقل شود شیدا...

خنده‌ی زیبای توشیرین‌تر از یک حبه قندای فدای خنده‌هایتجان من...

موذن اذان بگو

سلام آقاپاشو ریحانه‌تو آوردم 💔همون دختری که خودت اسمشو براش ...

مؤذن اذان بگو🥀🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط