{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داروخونه بودم یه دختره اومد درجه تب میخواست، فروشنده گفت

داروخونه بودم یه دختره اومد درجه تب میخواست، فروشنده گفت دیجیتالیشو دارم که در صورت تب بالا زنگ میزنه.
.
.
.
.
به ریشای ابوبکر البغدادی قسم
برگشت گفت به گوشیم زنگ میزنه یا به تلفن خونمون..!!!!!!

هیچی دیگه دکتره با نفس مصنوعی هم برنگشت ..
دیدگاه ها (۵۹)

اغوش تو تورا حس میکنم هردم گاهی با چشمای خیس گاهی درون دل غو...

رهایم مکن دستم را بگیر تنهایم تو بری من از عالم جداییم تورا ...

اینم ریحون خانم دختر برادرم

اینم فاطمیا خانم دختر برادرم

my love part 71

اعتماد پارت|۱۶۵|

همخونه اجباری.. پارت 54."ویو پارک دوین"ساعت...دوازده و نیم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط