{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب ،حرف ها

هر شب ،حرف ها
جمع می شوند
پشت لب هایم
تا به تو گفته شوند ،،،

اما صبح که می شود
می بینم
یک عالمه "دوستت دارم "
روی دستشان باد کرده است...

#مینا_آقازاده
دیدگاه ها (۲)

شبیه خانه ای خالی ام که ساکنانشسالهاست رفته اند...! درهایش ر...

امروز که از جاده می گذشتم،راهزنِ مرگ را دیدم ؛در مَعبَرِ لحظ...

در انتظار توامدر چنان هوایی بیاکه گریز از تو ممکن نباشدتوتما...

چند سال بعد از این ڪه ازدنیا مےروید ، هیچڪسبخاطر نخواهد آورد...

اگر زبان از تکلم باز می ایستاد و دست هایم .چشم هایم . پاهایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط