🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 پیراهنت در باد و باران دلبری می کرد

🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 پیراهنت در باد و باران دلبری می کرد
یعنی تنت را آسمان خاکستری می کرد

رقصی جنون آمیز در اندام موج افتاد
آن شب که دریا با تو رقص بندری می کرد

تا ابر در محدوده ات گیسو پریشان کرد
باران تمام چشم ها را مشتری می کرد

آن چشم ها تنها دلیل بودنم بودند
وقتی خیال سرکشم خوش باوری می کرد

گل داد لبخند تو در مرداب چشمانم
مرداب لبخند تو را نیلوفری می کرد

#مهدی_خداپرست


🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 ✿ ล ✿
دیدگاه ها (۱)

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

فیک تهکوک ۱۰ پارتی## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت اول: غر...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت دهم: محاکمۀ دو قبیلهمهِ غ...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_66فصل سی‌ام | د...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

### پارت هشتم: «پازلِ سمی»سه روز گذشت. اداره‌ی پلیس مثل کندو...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 37جشن قصر از چیزی که ویولت تصور می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط