{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی من

برادر ناتنی من

part 5







ویو نویسنده

جونکوک اول رفت صالن مهمون رو نشون داد بعد رفت صالن اصلی رو نشون داد بعد رفت صالن غذا خوری رو نشون داد بعد رفت آشپزخونه رو نشون داد و بعد حیاط رو رسید یه اتاق پدرو مادرش

جونکوک هیچ وقت بدون در زدن نرو تو این اتاق اگه جواب دادن برو اگه ندادن نرو باشه

جنا باشه ( بعد رفت اتاق کار پدرش رو نشون داد و گفت )

جونکوک اینجا هیچ کس جز عمو نامجون و مامان جنی و من اجازه نداده ندارم بره تو این اتاق

جنا منم نمیتونم بیام

جونکوک نه بابا اجازه نمی‌ده حالا بیا بریم ( رفتن و زیر زمین رو نشون داد و گفت )

حتی اگه بابا هم صدات کرد نرو اونجا مگر اینکه خودش بیاد دنبالت باشه

جنا پس چرا الان اینجا این

جونکوک هیچی بیا بریم (رفت و جایی که کل از سگ بود رو نشون داد و گفت ) اینجا فقط با من یا با بابا بیا باشه و گرمه گازت میگیرن فقط یکیشون چون کوچولو عه کاری ندار سگ کنه اسمشم بمه

جنا میشه ببینم
دیدگاه ها (۰)

برادر ناتنی من Part4جنا من پنج سالمه جنی اوه پس دوسال از جون...

برادر ناتنی منPart 3ویو نویسنده مدیر به یکی از بچه ها میگه ت...

برادر ناتنی من Part 2ویو جنا از خواب بیدار شدم و رفتم دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط