از آینده
از آینده
پارت ۱۱
صبح
ویو نامی
بیدار شدم دیدم جین طوری کیوت تو بقلم خوابیده که دارم میخواد بخورتش یه بوسه رو پیشونیش زدم و رفتم پایین دیدم جیمین لبش جر خورده
نامی: جیمین چرا لبت جر خورده
جیمین: عممم خوب دیشب چون خیلی خسته بودم هی لبمو گاز میگرفتم
نامی: آها باشه .... سنجابک (عربده )
هوبی: هاهههه چه مرگته
نامی: برو جین رو بیدار کن
هوبی: خودت پا داری بلد شو برو
نامی: گفتم برو دیگه
هوبی: باشه بابا
هوبی رفت بالا تا جین رو بیدار کنه و جینم که رو خوابش حساس و هوبی هم از خدا بی خبر عربده زد بالا سرش
هوبی: هوووووو پسره بیدار شو
که یهو جین بی اختیار یه مشت نوش جان هوبی کرد
هوبی: هوووو چه مرگته فکمو شکوندی( عربده )
نامی اومد بالا
نامی: اینجا چه خبر چرا عربده میزنی
هوبیکه از لبش داره مثل خر خون میاد گفت
هوبی: این مهم زد تو گوشم نمیدونم چه مرگشه
نامی که از کوره در رفته چون خیلی رو هوبی حساسه جین رو بلد کرد و کبودش زمین
جین: عایششش چهطه
نامی: چرا زدی زیر گوش جیهوپ
جین: به خدا دست خودم نبود چون وقتی یکی این طوری بیدارم میکنه عذابم خراب میشه
نامی: غلت نکن دفعه آخرت باشه (با شدت ترسناکی)
جین: ب. با. باشه (ترس)
نامی دست مال تو جیبش رو زد اوفونی کرد و زد رو لب هوبی
هوبی: عایشش یواش
نامی: دردت کم شد
هوبی: آره ......ممنون
نامی: چی کردم
بعد رفتن بیرون و درم محکم بست
جین یهو زد زیر گریه
جین: حق مامانم حق مامان کجایی که پسرتو کشتن نجاتم بده حق
(بعد از ظهر )
ویو جین
از خواب بیدار شدم و یه مرد سیاه پوش دیدم و داشت میومد سمتم از ترس داشتم میدیدم که یه جیغ کوتاه زدم و یهو یه دست مال رو دهنم گذاشت و بعد سیاهی
ویو نامی
عذاب وجدان گرفتم میخواستم برم ازش معذرت خواهی کنم که درو باز کردم دیدم یه نفر از پنجره زد بیرون و جین هم با خودش برد رفتم سمت پنجره ولی رفته بود و یه نامه جا گذاشته بود
(نامه )
چطوری نامی
گفتم نقطه زعفت شابد این پسره باشه و الان که دقط میکنم خیلی جذاب و بدنه خوش فورمی داره میخوام مال خودم باشه پس با اجازه من بردمش برا خودم پس دیگه نمیبینیش بایییی
از طرفه: چا اون وو
نامجون با عصبانیت کاغذ رو زمین زد و نیرو ها رو آماده کرد و به اعضا گفت آماده شن و با شدت عصبانیت به طرف عمارت اون وو رفت ....
چطور بود ؟
بوس بوس شب بخیر بای بای❤️❤️
پارت ۱۱
صبح
ویو نامی
بیدار شدم دیدم جین طوری کیوت تو بقلم خوابیده که دارم میخواد بخورتش یه بوسه رو پیشونیش زدم و رفتم پایین دیدم جیمین لبش جر خورده
نامی: جیمین چرا لبت جر خورده
جیمین: عممم خوب دیشب چون خیلی خسته بودم هی لبمو گاز میگرفتم
نامی: آها باشه .... سنجابک (عربده )
هوبی: هاهههه چه مرگته
نامی: برو جین رو بیدار کن
هوبی: خودت پا داری بلد شو برو
نامی: گفتم برو دیگه
هوبی: باشه بابا
هوبی رفت بالا تا جین رو بیدار کنه و جینم که رو خوابش حساس و هوبی هم از خدا بی خبر عربده زد بالا سرش
هوبی: هوووووو پسره بیدار شو
که یهو جین بی اختیار یه مشت نوش جان هوبی کرد
هوبی: هوووو چه مرگته فکمو شکوندی( عربده )
نامی اومد بالا
نامی: اینجا چه خبر چرا عربده میزنی
هوبیکه از لبش داره مثل خر خون میاد گفت
هوبی: این مهم زد تو گوشم نمیدونم چه مرگشه
نامی که از کوره در رفته چون خیلی رو هوبی حساسه جین رو بلد کرد و کبودش زمین
جین: عایششش چهطه
نامی: چرا زدی زیر گوش جیهوپ
جین: به خدا دست خودم نبود چون وقتی یکی این طوری بیدارم میکنه عذابم خراب میشه
نامی: غلت نکن دفعه آخرت باشه (با شدت ترسناکی)
جین: ب. با. باشه (ترس)
نامی دست مال تو جیبش رو زد اوفونی کرد و زد رو لب هوبی
هوبی: عایشش یواش
نامی: دردت کم شد
هوبی: آره ......ممنون
نامی: چی کردم
بعد رفتن بیرون و درم محکم بست
جین یهو زد زیر گریه
جین: حق مامانم حق مامان کجایی که پسرتو کشتن نجاتم بده حق
(بعد از ظهر )
ویو جین
از خواب بیدار شدم و یه مرد سیاه پوش دیدم و داشت میومد سمتم از ترس داشتم میدیدم که یه جیغ کوتاه زدم و یهو یه دست مال رو دهنم گذاشت و بعد سیاهی
ویو نامی
عذاب وجدان گرفتم میخواستم برم ازش معذرت خواهی کنم که درو باز کردم دیدم یه نفر از پنجره زد بیرون و جین هم با خودش برد رفتم سمت پنجره ولی رفته بود و یه نامه جا گذاشته بود
(نامه )
چطوری نامی
گفتم نقطه زعفت شابد این پسره باشه و الان که دقط میکنم خیلی جذاب و بدنه خوش فورمی داره میخوام مال خودم باشه پس با اجازه من بردمش برا خودم پس دیگه نمیبینیش بایییی
از طرفه: چا اون وو
نامجون با عصبانیت کاغذ رو زمین زد و نیرو ها رو آماده کرد و به اعضا گفت آماده شن و با شدت عصبانیت به طرف عمارت اون وو رفت ....
چطور بود ؟
بوس بوس شب بخیر بای بای❤️❤️
- ۳.۲k
- ۱۴ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط