پارت هشتم فک کنم
پارت هشتم فک کنم
هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨
خودتم خوب میدونی پس هرکاری دلم خواست باهات میکنم
هنتای 🔞
سانزو در حالی که روی نانسی که رودل رو تخت افتاده بود دراز کشیده بود به سمت دامن نانسی عقب نشینی کرد و نشست روی تخت و دامن نانسی رو از پاهاش درآورد
+ آقا... چیکار میکنید؟ لطفا.. بس.. کنی. د
_ میخوام بلاخره انجامش بدم دیگه پس فکر کردی پدرت از کدوم شب لذت و سرگرمی صحبت میکرد این الان دقیقا همونه من چند میلیون ینم رو سرت دادم که البته برای من چیزی نبود اما پدرت با فروختن تو اون رو پرداخت کرد پس میتونم بکنمت
+...
سانزو کراوتش رو کامل باز کرد و جلیقه ی کت و شلوارش رو در اورد.. بعد هم پیراهنش رو درآورد
اون هجوم آورد به سمت لباس ها تو و لباست رو کامل در آورد حالا دیگه فقط لباس زیرهات برات موندن
سانزو با ولع شروع کرد به خوردن لب هات و دستشو گذاشته بود رو چیزت ( مشتی از من نخوا اسمشو بنویسم همین الانشم دارم آب میشم) و مالشش میداد تو از روی غریزه دستت رو گذاشتی روی سینه هاش تا اون رو از خودت دور کنی اما نمیتونستی
سانزو با زبونش گردنت رو لیس میزد و میمکید و بعد هم سینه هات رو مکید و همینجوری اومد پایین و...
سانزو از جاش بلند شد و از تخت اومد پایین تو تازه داشتی نفس راحت میکشیدی که تموم شد و میخواستی از اینکه رودل روی تخت افتاده بودی بلند شی که دیدی سانزو یه چیز کوچیک دستشه و اومد و دوباره نشست روت
_ این کاندوم هه اگه این باشه باعث میشه که حامله نشی
+ من؟ حامله؟ چجوری؟
_ الان بهت میگم چجوری
سانزو سریع کمربندشو باز کرد و شلوارشو در آورد و دیکشو تو دستش گرفت و به سمتت سر کج کرد
_ میخوام بکنمش توت
+ چی....
هنوز حرفت تموم نشده بود که سانزو بدون هیچ آمادگی دیکشو کامل کرد توت
+ اهههههههه.. نهه. خواهش میکنم. سانزو تمومش کن درد داره
آه اوف... آه.. ای
_ وای خدا همینجوری ناله کن چقد تنگی هیچ جوره تکون نمیخورم
تلمبه زدن *
+ آه خیلی عمیقه آقا... درد داره... لطفا آرومتر
_ باشه * سریع تر تلمبه زدن
_ یکم شل کن بدجوری تنگی واقعا دفعه اولته؟
+ اهههههههه.... آقای.. سا. نزو.. نمتونم درد داره دیگه.. نمیتونم... بیرونش بیار.. تمومش کن
_ تمومش کنم؟ تازه شروع کردم که
* درحال سریع تلمبه زدن
_ شل کن داری عقیمم میکنی خیلی تنگی واقعا باکره بودی؟خدایی چقد تنگی باید گشاد کننده برات میزدم یکم شل میشدی فاک دیکم درد گرفت شل کن میگم
اهه خوبه یکم بهتر حرکت میکنه
سریع تلمبه زدن *
این وسط سانزو چند باری کام شد و کاندوم عوض کرد و بعدش نشست زیر پات و گرفتنشون بالا و خم شد و برا نانسی ساک زد
( دوستان بنده آب میشم بگم داشت چیکار میکرد خودتون بفهمید دیگه سانزو برا نانسی ساک میزد)
حدودا چند دقیقه برا نانسی ساک زد و نانسی هعی پشت سرم هم ناله های خفیف میکرد
تا اینکه سانزو دوباره شق کرد و دوباره کردش تو و چند راند دیگه ای هم رفت
نانسی اشک از چشمش میچکید و آب از دهن و بدنش اون کاملا خسته شد بود با دهان باز نفس میکشید و مدام با صدای گرفته و بغص آلود به سانزو التماس میکرد که تمومش کنه
سانزو داشت به نانسی تجاوز میکرد و خودشم خوب اینو می دونست اما..
سانزو با چشمانی خمار گفت
_ حالا نوبت توعه برا من ساک بزنی
+ سا.... ک بز... نم؟
_ آره زودباش بخورش
+ بلد.... نیس.. تم
سانزو از موهای نانسی گرفت و سر دیکشو کرد تو دهنش نانسی خواست درش بیاره اما نتونست چون زورش به سانزو نمی رسید سانزو داشت کم کم همشو میکرد تو دهنش و نانسی داشت خفه میشد و نمیتونست حتی درست نفس بکشه و با چشمانی اشک. آلود و گریون داشت التماس میکرد تمومش کنه
سانزو سرشو خم کرد و زمزمه کرد
_ ساک زدن رو بهت یاد میدم حالا سرشو لیس بزن و بخورش
سانزو از موهای نانسی گرفت و سر نانسی رو عقب جلو میکرد و هعی نانسی رو مجبور میکرد دیکشو بخوره و مک بزنه
_ آه خوبه همینجوری ادامه بده... هممممم
هم سانزو و هم نانسی دیگه خسته شده بودن و نانسی خوابش برد و سانزو هم نانسی رو توی بغلش گرفت و خوابش برد
پایان هنتای
صبح روز بعد وقتی از خواب بیدار شد
دید کنارش سانزو لخت دراز کشیده و بغلش کرده و خودشم لخته
جیغ بلندی کشید و سانزو از خواب پرید
_ چته؟ کر شدم
+ ما چرا لخت کنار هم خوابیدیم؟
_ چون دیشب باهم سکس کردیم نگو که یادت نمیاد چون کاملا هوشیاری بودی
+ لبو شدن *
ممنون که خوندید 🎀
هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨
خودتم خوب میدونی پس هرکاری دلم خواست باهات میکنم
هنتای 🔞
سانزو در حالی که روی نانسی که رودل رو تخت افتاده بود دراز کشیده بود به سمت دامن نانسی عقب نشینی کرد و نشست روی تخت و دامن نانسی رو از پاهاش درآورد
+ آقا... چیکار میکنید؟ لطفا.. بس.. کنی. د
_ میخوام بلاخره انجامش بدم دیگه پس فکر کردی پدرت از کدوم شب لذت و سرگرمی صحبت میکرد این الان دقیقا همونه من چند میلیون ینم رو سرت دادم که البته برای من چیزی نبود اما پدرت با فروختن تو اون رو پرداخت کرد پس میتونم بکنمت
+...
سانزو کراوتش رو کامل باز کرد و جلیقه ی کت و شلوارش رو در اورد.. بعد هم پیراهنش رو درآورد
اون هجوم آورد به سمت لباس ها تو و لباست رو کامل در آورد حالا دیگه فقط لباس زیرهات برات موندن
سانزو با ولع شروع کرد به خوردن لب هات و دستشو گذاشته بود رو چیزت ( مشتی از من نخوا اسمشو بنویسم همین الانشم دارم آب میشم) و مالشش میداد تو از روی غریزه دستت رو گذاشتی روی سینه هاش تا اون رو از خودت دور کنی اما نمیتونستی
سانزو با زبونش گردنت رو لیس میزد و میمکید و بعد هم سینه هات رو مکید و همینجوری اومد پایین و...
سانزو از جاش بلند شد و از تخت اومد پایین تو تازه داشتی نفس راحت میکشیدی که تموم شد و میخواستی از اینکه رودل روی تخت افتاده بودی بلند شی که دیدی سانزو یه چیز کوچیک دستشه و اومد و دوباره نشست روت
_ این کاندوم هه اگه این باشه باعث میشه که حامله نشی
+ من؟ حامله؟ چجوری؟
_ الان بهت میگم چجوری
سانزو سریع کمربندشو باز کرد و شلوارشو در آورد و دیکشو تو دستش گرفت و به سمتت سر کج کرد
_ میخوام بکنمش توت
+ چی....
هنوز حرفت تموم نشده بود که سانزو بدون هیچ آمادگی دیکشو کامل کرد توت
+ اهههههههه.. نهه. خواهش میکنم. سانزو تمومش کن درد داره
آه اوف... آه.. ای
_ وای خدا همینجوری ناله کن چقد تنگی هیچ جوره تکون نمیخورم
تلمبه زدن *
+ آه خیلی عمیقه آقا... درد داره... لطفا آرومتر
_ باشه * سریع تر تلمبه زدن
_ یکم شل کن بدجوری تنگی واقعا دفعه اولته؟
+ اهههههههه.... آقای.. سا. نزو.. نمتونم درد داره دیگه.. نمیتونم... بیرونش بیار.. تمومش کن
_ تمومش کنم؟ تازه شروع کردم که
* درحال سریع تلمبه زدن
_ شل کن داری عقیمم میکنی خیلی تنگی واقعا باکره بودی؟خدایی چقد تنگی باید گشاد کننده برات میزدم یکم شل میشدی فاک دیکم درد گرفت شل کن میگم
اهه خوبه یکم بهتر حرکت میکنه
سریع تلمبه زدن *
این وسط سانزو چند باری کام شد و کاندوم عوض کرد و بعدش نشست زیر پات و گرفتنشون بالا و خم شد و برا نانسی ساک زد
( دوستان بنده آب میشم بگم داشت چیکار میکرد خودتون بفهمید دیگه سانزو برا نانسی ساک میزد)
حدودا چند دقیقه برا نانسی ساک زد و نانسی هعی پشت سرم هم ناله های خفیف میکرد
تا اینکه سانزو دوباره شق کرد و دوباره کردش تو و چند راند دیگه ای هم رفت
نانسی اشک از چشمش میچکید و آب از دهن و بدنش اون کاملا خسته شد بود با دهان باز نفس میکشید و مدام با صدای گرفته و بغص آلود به سانزو التماس میکرد که تمومش کنه
سانزو داشت به نانسی تجاوز میکرد و خودشم خوب اینو می دونست اما..
سانزو با چشمانی خمار گفت
_ حالا نوبت توعه برا من ساک بزنی
+ سا.... ک بز... نم؟
_ آره زودباش بخورش
+ بلد.... نیس.. تم
سانزو از موهای نانسی گرفت و سر دیکشو کرد تو دهنش نانسی خواست درش بیاره اما نتونست چون زورش به سانزو نمی رسید سانزو داشت کم کم همشو میکرد تو دهنش و نانسی داشت خفه میشد و نمیتونست حتی درست نفس بکشه و با چشمانی اشک. آلود و گریون داشت التماس میکرد تمومش کنه
سانزو سرشو خم کرد و زمزمه کرد
_ ساک زدن رو بهت یاد میدم حالا سرشو لیس بزن و بخورش
سانزو از موهای نانسی گرفت و سر نانسی رو عقب جلو میکرد و هعی نانسی رو مجبور میکرد دیکشو بخوره و مک بزنه
_ آه خوبه همینجوری ادامه بده... هممممم
هم سانزو و هم نانسی دیگه خسته شده بودن و نانسی خوابش برد و سانزو هم نانسی رو توی بغلش گرفت و خوابش برد
پایان هنتای
صبح روز بعد وقتی از خواب بیدار شد
دید کنارش سانزو لخت دراز کشیده و بغلش کرده و خودشم لخته
جیغ بلندی کشید و سانزو از خواب پرید
_ چته؟ کر شدم
+ ما چرا لخت کنار هم خوابیدیم؟
_ چون دیشب باهم سکس کردیم نگو که یادت نمیاد چون کاملا هوشیاری بودی
+ لبو شدن *
ممنون که خوندید 🎀
- ۸۸۷
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط