{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
سلام
صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم
و تو خودت را در آینه من آبی
بیا برویم باورمان را قدم بزنیم
تا شانه های خیابان خیال کنند
جنگل و دریا بهم رسیده اند . . .
دیدگاه ها (۱۷)

دلم لک زده...مشهد...نیمه های شب...روبروی ایوان طلا...روی فرش...

خیلی دلتنگتم، اما …نمیدانم “خیلی” را چگونه بنویسم که “خیــــ...

کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می ...

ﺻــﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ"ﻣﺮﺩ ﻣـﻦ ""ﺟــــــﺎﻧﯽ"ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ تمام ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍﻣﯿـ...

سلام پرنسسا.. صبح تون بخیر.. بیاید صبحت کنیم، میخوام جدی باه...

بیا تا با هم رویِ بال‌های نسیم سوار شویم و تمامِ شهر را بگرد...

سکوت گاهی تنها راه دوام آوردن است..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط