{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را

تو را
شبیه غزل ها زلال مے بیند
و مثل
جاده ے سبز شمال مے بیند

ڪسےدوباره ڪنار خودش نشستہ و
در
دو چشم قهوه ے داغ تو
فال مے بیند
دیدگاه ها (۲)

دلایڸ بودنم را مرور میڪڼم هر روز هر روز از تعدادشاڹ ڪم میشود...

خدا " تو " را که می آفرید حواسش پرت آرزوهای من بود !شدی همان...

ڪــــﺎﺵﻟﻐﺖ ﻧﺎمہ می ﺩﺍﻧﺴﺖعشــــــقزندگــــــے نفــــــسﺗﻌﺮﯾﻔﺶ...

ای کاش انقدر اب داشتمتا جهنم را خاموش میکردمو انقدر اتش داشت...

☕️🤍قهـوه می‌نوشم وبا فنجانشفال دیدار #تو را می‌ڪَیرمقهـوه‌ے ...

گفتی غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟شیرین من، برای غزل شور و حال...

شعر خیال

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط