{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل چو خندید محال است دگر غنچه شود

گل چو خندید محال است دگر غنچه شود

سر چو آشفته شد از عشق، به‌سامان نشود
دیدگاه ها (۰)

به خودت رحم کرده‌ای تا حالا؟ وسط یکی از آن جنگ‌های درونی، در...

چیزى بگوحرفى بزن از فردااما نه انقدر تلخ که دلم بلرزدو نه آن...

‌‌قلمـت را بردار بنویس از همـه خوبے ها زندگــے، عشـق، امیــد...

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

در کوچهٔ لیلا گذر خار و خسان نیست🌸مجنون نشود هرکه ندارد جگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط