جان دل

جانِ دل !
باور کن من هم دوست دارم
جمعه ها آرامتر نفس بکشم ؛
چای زعفران دم کنم با چند دانه هِل وبا خیالی آسوده تکیه کنم به دیوارِ خیالت !
فکر کنم ،
فکر کنم ،
فکر کنم ....
و لا به لایِ دریایِ دلتنگی هایم ؛
ناگهان بیایی و بگویی :
هفته بدونِ منِ سختی بود جانم ،
"جمعه مان"بخیر ....!
دیدگاه ها (۱)

من به چشمهای بی قرار توقول می دهمریشه های ما به آبشاخه های م...

آذردختر شکیبای پاییز است،با کمربندی نارنجی و اندامی به نازکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط