{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم ، ساعتی با چشم تو ، خلوت کنم !

دوست دارم ، ساعتی با چشم تو ، خلوت کنم !

در کنارت جا بگیرم ، با لبت صحبت کنم !

محو رویت، روبرویت، دوست دارم، ماه من!

از دل بی‌تاب خود پیش دلت غیبت کنم

چون تو یک دل، یار همدل، کی ، کجا پیدا شود؟

دوست دارم با دلِ یک رنگ تو بیعت کنم !

قلب من هر لحظه با شوق تو نبضش میزند

بی حضور تو چرا با زندگی وصلت کنم؟

بوی اندوه مرا در چشم غمگینم ببین

از من ای آرام جان ، هرگز مخواه ترکت کنم

بزم عشقی چیده‌ام در قلب مجروحم، تو را

با تمام عاشقی در بزم خود دعوت کنم

جان من مملو از تکرار یادت دم به دم

این محال است من به دوری از غمت عادت کنم
دیدگاه ها (۴)

بی شرف! اینهمه زیبا شدنت کافی نیست؟در دل هر غزلــی جا شدنت ...

گاهی نفسی هست ولی هم نفسی نیستدر هر نفست هم نفست هیچ کسی نیس...

از جمله ی عشق ، واژه می گیرد عشقاز ساقیِ عشق ، باده  می گیرد...

پیکرتراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

تقدیم به محضرِقوت قلبم جانانم:🫀🫂بابت وجود بعضۍ آدمـ هاۍ انگش...

تورو میخواهم برای همی عمرم عشق دلم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط