{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

6سالمه ... 

6سالمه ... 


با اینکه سرما خوردم اما اومدم تو کوچه ...


عشقم چشاش خیلی قشنگه ... 


روشنه ... 


ولی هیچوقت منو تو بازی راه نمی ده ...


17سالمه ...


عشقم بازم قهر کرده ... 


جدیدا خیلی بی رحم شده ... 


هرچی دلش می خواد میگه ...

22 سالمه...

فکر اون خیلی سخته...

جواب گوشیمو نمیده...

یاد چشماش پدرمو در میاره...

24سالمه ... 


صدای موزیک همسایه داره دیوونم می کنه ... 


به سلامتی عشقم عروس شده ... 


دوست داشتم ببینمش ... .
هی ...


31سالمه ... 


صاحب خونه شدم...


عشقش می خواست خونه رو بخره ... 


دو برابر قیمت ... 


ولی واسه اینکه حرصش در بیاد ندادم ...


46 سالمه ... 

خونه ... سیگار... مطب ... بیمارستان ... چلوکبابی ...سیگار... بیمارستان ... خونه ... سیگار...حتی جمعه ها سرم شلوغ بود !
52 سالمه ...

پسر عشقم کارمند منه ... 
61سالمه ..

یه بارون ساده بهونه خوبی بود که هیچکس سر خاک من نباشه ... 

به جز یه نفر ... 


عینک دودیش نمیذاره چشای روشنشو ببینم.....

هر که بودی ، دیر آمدی...
دیدگاه ها (۷)

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

#in_your_eyes part_8۸ویو کایلاچند روز گذشته بودهمه چیز کم‌کم...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

برده عمارت جئون

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط