{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم یهو یه زانتیا اومد کنارم گفت

تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم یهو یه زانتیا اومد کنارم گفت داری لایی میکشی!




گفتم نه دارم واسه عمت عربی میرقصم😅 😂 😜




گفت کنترل نامحسوسم بزن بغل شاباشتو بدم😑 😐 😕 😂
دیدگاه ها (۱)

یه بار تو مسابقات اسب دوانی شرکت کردم با اینکه دوپینگ هم کرد...

رو لباسش دستور پخت قرمه سبزیو نوشته😐 باور نمیکنی زوم کن😂 😅 😑

امروز با سر و صدای مامان بابام از خواب پریدمرفتم بیرون میپرس...

زنگ زدم به داداشم گفتم:برو تو سایت دانشگاه نمره هامو نگاه کن...

یک سگ زیادی ولگرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط