{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#در من دیوانه ای جا مانده

#در من دیوانه ای جا مانده
که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند در آغوش بگیردت
به گمانم همین بی آغوشی
او را خواهد کشت
دیدگاه ها (۳)

☕️ چایت را بنوش و نگران فردا مباش …دکتر نيستم ،اما برايت ده ...

#مدتیست‌دستُ و پا چُلُفتی شده امحواسم پرت استبا خودکارِ بدون...

#من بازمانده یک قصه ام همان یکی که هرگز نبود!.....#زیبا #بین...

‌#جهان حاشیه‌ی جذابی‌ستدر حوالی «تــو»...‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎...

شعری یا که قصه؟هرچه هستی پای مرا کشیده ای وسط شعرهاوسط قصه ه...

و عمر، شیشه‌ی عطر است! پس نمی ماندپرنده تا به ابد در قفس نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط