{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخ اگردر خم تو تاب به تب می افتاد

آخ اگردر خم تو تاب به تب می افتاد
گرمی زمزمه عشق به لب می افتاد

ساعت ویرانی باز ، عقب می افتاد
در توالی دلم از تو عجب می افتاد
دیدگاه ها (۱)

من قافیه در قافیه رسوائی محضم

درد هم اشکی است بر چهره سرد

برسرشاخه ی سبز عشق تو زرد شدمگرم تو بودم ودرپیچ و خمت سرد شد...

برسرشاخه ی سبز عشق تو زرد شدمگرم تو بودم ودرپیچ و خمت سرد شد...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

* این نوشته خیلی به دلم نشست:تو زیبا بمان و بگذار با دیدنت ه...

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط