وقتی که عشق قصه میشد
وقتی که عشق قصه میشد
Part2
پسر در حالی که داشت گل ها رو اماده میکرد هر از گاهی نگاهی به دختر میداخت اون موهای طلایی و لخت واقعا زبیا بود
پسر بعداز تموم شدن کارش به دختر گفت
جیهوپ: ب... بفرمایید
ات:اوو واقعا خیلی زبیا شدن،ممنونم🤍
جیهوپ: ولی به زیبایی تو نیستن (زیرلب)
ات: ببخشید چیزی گفتید؟
جیهوپ: نه ه...هیچی نگفتم
ات: چقدر میشه قیمتش؟
جیهوپ:۵۰ تومن
ات: بفرمایید
پسر کارت رو کشید ، بعداز کشیدن کارت و دادن گل ها دختر تشکری کرد و از مغازه رفت بیرون و سوار ماشینش شد
جیهوپ:بهتر ببینم خونش کجاست شاید بعداً لازمم شد(لبخند زد)
پسر از مغازه بیرون اومد و سوار موتور شد و دختر رو دنبال کرد
دینگ دینگ(صدای زنگ)
ملودی:او ات عزیزم اومدی!
ات:اره اومدم ، مامان بابا خونست؟
شرطا برا پارت بعد
۴۰ تا لایک
۳۰ تا کامنت
۱۰ تا بازنشر
Part2
پسر در حالی که داشت گل ها رو اماده میکرد هر از گاهی نگاهی به دختر میداخت اون موهای طلایی و لخت واقعا زبیا بود
پسر بعداز تموم شدن کارش به دختر گفت
جیهوپ: ب... بفرمایید
ات:اوو واقعا خیلی زبیا شدن،ممنونم🤍
جیهوپ: ولی به زیبایی تو نیستن (زیرلب)
ات: ببخشید چیزی گفتید؟
جیهوپ: نه ه...هیچی نگفتم
ات: چقدر میشه قیمتش؟
جیهوپ:۵۰ تومن
ات: بفرمایید
پسر کارت رو کشید ، بعداز کشیدن کارت و دادن گل ها دختر تشکری کرد و از مغازه رفت بیرون و سوار ماشینش شد
جیهوپ:بهتر ببینم خونش کجاست شاید بعداً لازمم شد(لبخند زد)
پسر از مغازه بیرون اومد و سوار موتور شد و دختر رو دنبال کرد
دینگ دینگ(صدای زنگ)
ملودی:او ات عزیزم اومدی!
ات:اره اومدم ، مامان بابا خونست؟
شرطا برا پارت بعد
۴۰ تا لایک
۳۰ تا کامنت
۱۰ تا بازنشر
- ۱۲۴
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط