𝙱𝙸𝚁𝚃𝙷 𝙾𝙵 𝙰 𝚂𝚃𝙰𝚁
𝙱𝙸𝚁𝚃𝙷 𝙾𝙵 𝙰 𝚂𝚃𝙰𝚁
"لباس راحت و گرم بپوش . فقط خودمونیم."
دختر هوفی کشید و به سمت اتاق پرو رفت .
شلوار لی نیم بگ و بافت کرم رنگش رو پوشید .
موهاش رو باز گذاشت و بعد از مرتب کردنش از اتاق بیرون اومد.
جونگکوک یه هودی مشکی و شلوار اسلش پوشیده بود و همراه دوتا چمدون کوچیک جلوی در وایساده بود.
پسر به سمت ا.ت برگشت .
"آماده ای؟"
دختر با لبخند خسته و دلخوری کوچکی نگاهش کرد.
"آره .نیاز نیست چیزی بردارم؟"
جونگکوک سر تکون داد.
"نه همه چیز آمادست."
__________________
کمی بعد ، هر دو داخل پارکینگ بودن.
نگاه ا.ت ، به ماشین کمپینگ سفید رنگ گوشه ی پارکینگ افتاد.
"جونگکوک . اون برای_"
پسر سرش رو خم ، و حرف دختر رو قطع کرد.
"انتظار داری با موتور ببرمت مسافرت؟"
ا.ت زیر خندید.
"تو اینقدر دیوونه ای که این کار هم ازت بعید نیست. "
جونگکوک کوتاه خندید و دختر رو به سمت ماشین هدایت کرد.
صحبت های مامی ✨️🌕
سلام .
بابت تاخیرم خیلی خیلی عذر میخوام . این هفته خیلی درگیر بودم و اصلا فرصت پارت گذاشتن نداشتم .
خیلی شرمندم .
"لباس راحت و گرم بپوش . فقط خودمونیم."
دختر هوفی کشید و به سمت اتاق پرو رفت .
شلوار لی نیم بگ و بافت کرم رنگش رو پوشید .
موهاش رو باز گذاشت و بعد از مرتب کردنش از اتاق بیرون اومد.
جونگکوک یه هودی مشکی و شلوار اسلش پوشیده بود و همراه دوتا چمدون کوچیک جلوی در وایساده بود.
پسر به سمت ا.ت برگشت .
"آماده ای؟"
دختر با لبخند خسته و دلخوری کوچکی نگاهش کرد.
"آره .نیاز نیست چیزی بردارم؟"
جونگکوک سر تکون داد.
"نه همه چیز آمادست."
__________________
کمی بعد ، هر دو داخل پارکینگ بودن.
نگاه ا.ت ، به ماشین کمپینگ سفید رنگ گوشه ی پارکینگ افتاد.
"جونگکوک . اون برای_"
پسر سرش رو خم ، و حرف دختر رو قطع کرد.
"انتظار داری با موتور ببرمت مسافرت؟"
ا.ت زیر خندید.
"تو اینقدر دیوونه ای که این کار هم ازت بعید نیست. "
جونگکوک کوتاه خندید و دختر رو به سمت ماشین هدایت کرد.
صحبت های مامی ✨️🌕
سلام .
بابت تاخیرم خیلی خیلی عذر میخوام . این هفته خیلی درگیر بودم و اصلا فرصت پارت گذاشتن نداشتم .
خیلی شرمندم .
- ۷۷۴
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط