{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکن

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد.

او پرسید: “چه کسی این بیست دلار را می‌خواهد؟”

دست‌ها بالا رفت. او گفت: “من این بیست دلار را به یکی از شما می‌دهم. اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.”

او اسکناس‌ها را مچاله کرد و پرسید: “چه کسی هنوز این‌ها را می‌خواهد؟”
باز هم دست‌ها بالا بودند.
او جواب داد: “خُب، اگر این کار را کنم چه؟”

او پول‌ها را روی زمین انداخت و با کفش‌هایش آنها را لگد کرد، بعد آنها را برداشت و گفت: “مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می‌خواهد؟”
بازهم دست‌ها بالا بودند!

سپس گفت:

“هیچ اهمیتی ندارد که من با پول‌ها چه کردم، شما هنوز هم آن‌ها را می‌خواستید. چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می‌ارزید."

اوقات زیادی ما در زندگی رها می‌شویم، مچاله می‌شویم، و با تصمیم‌هایی که می‌گیریم و حوادثی که به سراغ ما می‌آیند آلوده می‌شویم.
و ما فکر می‌کنیم که بی‌ارزش شده‌ایم!

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد…

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی‌دهید.
شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید..
دیدگاه ها (۲۸)

هووووووووووورابچه ها خیلی خوشحالم.......

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنیکفشهای م...

سلام من خواهر پنجه طلا هستم....زیاد نپرسین حوصله ندارم جواب ...

من عاشقانه دلم را تا اینجا آوردم تا بدانی که تشنه تو هستم، ...

❌️ ترامپ اقرار کرد....امید او به شورش در ایران است 👇👇 ادعای...

♨️ ترامپ با انتشار نموداری در شبکه اجتماعی تروث نوشت:🔹«ترامپ...

با اظهارات نسنجیده رئیس بانک مرکزی ارزش پول ملی در عرض کمتر ...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

‌#مهم✴️ بخشی از برکات اقتصادی جنگ و تنگه هرمزمقدمه کوتاه:عده...

با اظهارات نسنجیده رئیس بانک مرکزی ارزش پول ملی در عرض کمتر ...

قصه چهاردهم: معاویه (قسمت پایانی)

🦢 پارت بیستم | گذشته‌ی جنگکوکلیانا تمام روز به اتفاق صبح فکر...

الان دارم رو خودم در مورد ی چیزی کارم میکنمشماها هم حتمی دقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط