۲ ستاره و ۳ ماه
۲ ستاره و ۳ ماه
پارت ۵۸
صورتشو خیلی نزدیک کرد
آنیا هم تقریبا پیش بینی میکرد که دامیان میخواد ببوستش لبشو برد تو
دامیان:باشه اگه نمیخوای
آنیا:هنوز زوده دامیان ساما تازه قرار بود ازدواج تظاهری باشه
دامیان:ساما؟ هر روز رسمی تر از دیروز صدام میکنی
خب میشه فقط بغلت کنم؟
آنیا: بله آقای دامیان دزموند ساما
دامیان:چرا رسمی تررررر ولی اجازه دادی
آنیا رو بغل کرد
آنیا:به عنوان دوست بغل کردیاااا گفته باشم
دامیان:خودت گفتی دوست دارم
آنیا:دروغ بود
زنگ خورد
سر کلاس بودن ولی هنوز معلم نیومده بود
بکی:انیا داشتین چکار میکردین😁
انیا:هیچی
بکی:مطمئنی؟
انیا:آره
آیسا:آنیا نه واقعا داشتی چکار میکردی؟
آنیا: اول تو بگو دیروز ما بیرون بودیم کی اومده بود خونمون😏
آیسا:تو از کجا میدونی
آنیا:خدمتکارا گفتن یه پسر خوشتیپی اومده بوده توصیحی داری براش آیسا خانم؟؟؟
بکی:اووووووو پس ماجرا از این قراره منم کنجکاو شدممم😈😈
پارت ۵۸
صورتشو خیلی نزدیک کرد
آنیا هم تقریبا پیش بینی میکرد که دامیان میخواد ببوستش لبشو برد تو
دامیان:باشه اگه نمیخوای
آنیا:هنوز زوده دامیان ساما تازه قرار بود ازدواج تظاهری باشه
دامیان:ساما؟ هر روز رسمی تر از دیروز صدام میکنی
خب میشه فقط بغلت کنم؟
آنیا: بله آقای دامیان دزموند ساما
دامیان:چرا رسمی تررررر ولی اجازه دادی
آنیا رو بغل کرد
آنیا:به عنوان دوست بغل کردیاااا گفته باشم
دامیان:خودت گفتی دوست دارم
آنیا:دروغ بود
زنگ خورد
سر کلاس بودن ولی هنوز معلم نیومده بود
بکی:انیا داشتین چکار میکردین😁
انیا:هیچی
بکی:مطمئنی؟
انیا:آره
آیسا:آنیا نه واقعا داشتی چکار میکردی؟
آنیا: اول تو بگو دیروز ما بیرون بودیم کی اومده بود خونمون😏
آیسا:تو از کجا میدونی
آنیا:خدمتکارا گفتن یه پسر خوشتیپی اومده بوده توصیحی داری براش آیسا خانم؟؟؟
بکی:اووووووو پس ماجرا از این قراره منم کنجکاو شدممم😈😈
- ۴۲۲
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط