{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب تند بوسه های باران

تب تند بوسه های باران
بر لبهای پنجره می پیچد
روی واژه های خاکستری خیابان
درختان سرفه میکنند....
وبا گلوی زخمی شده از بادهای تند
تن میسپارند
به فصلی برگ ریزان
زمین سرد شده ودر انتظار نجوای باران با زندگی خواهد خوابید
ومن آفریده ای در این شهر خط خطی که افسانه عشاق را زیر موسیقی آرام باران مشق می کنم
وبر ثانیه های غریب بی تووومیان کوچه های بی بازگشت
دنبال دستهایت میگردم
ودر پاییزی غریب
میان هاله ای از جنون وتباهی دلم به آشوب کشیده میشود
با چکامه های بی تابی
نبض شریان وجودم آمیخته میشود بر تن رنجورم
چادر زندگی را برسر میکشم
وعشق را با گلوی زخمی ام سرفه میکنم.........
شبتون غرق آرامش....
دیدگاه ها (۱)

فرشاد امیری زندگی کردم حتی ب غلط

زیباترین...

دختر زیبا..

الو ممد

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه...

❤👒... من بے تو...یڪ واژه‌ے سادہ بیش نیستماما ڪنارت، همچون......

سخت ترین قسمت رفتن آدم هااونجاست که؛هیچ وقت با خودشونخاطره ه...

آنقدر دیر آمدی!! تا عاقبت پاییز شد.........!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط