نفرتی به نام عشق
نفرتی به نام عشق
پارت:اول
ات ویو
های من اتم و 16 سالمه..
بازم مث همیشه از خاب بیدار شدم تا برای مدرسه ی جدیدم حاضر شم..
اول رفتم دستشویی و صورتمو شستم و کارای لازمو انجام دادم
از دستشویی در اومدم و روی میز ارایشیم نشستم..
موهامو شونه کردم و از بالا بستم..
یه ارایش ساده کردم و رفتم سمت لباسام که یهو مامانم اومد داخل
م/ت: عاح(منحرف نشیم) ات دخترم بیداری؟ فک کردم خابی داشتم میومدم بیدارت کنم
ات: نه مامانجون بیدارم(لپ مامانشو بوسید)
م/ت: دختر شیطون من(خنده)
زود بیا صبحونه بخور تا دیر نشده
ات: باشه مامان برو لباسمو عوض کنم منم میام
م/ت: دیر نکنی(چشمک)
ات:(خنده)
مامان رفت خب داشتم چیکار میکردم اها لباس..
لباسامو عوض کردم و بدو بدو از پله ها اومدم پایین دیدم مامان و بابا نشستم و دارن صبحونه میخورن
ات: صببب بخیررررر(بلند)
ب/ت: صب بخیر دخترم...بیا بشین صبحونتو بخور تا دیر نشده
ات: باشه
سریع رفتم یه لقمه گرفتم و با مامان و بابا خداحافظی کردم
«فلش بک به مدرسه»
ایش بازم ازین معلم ریاضی های رو مخ اهه چرا نمیمیرییی یه ساعته داری زر زر میکنیی
راستش به حرفاش گوش نمیدادم و گوشه ی کتابم داشتم برا خودم طراحی میکردم
که یهو زنگ خورد
ات: اخجون(اروم)
معلم رفت بچه هاعم رفتن و من تنها تو کلاس موندم
که یهو یه اکیپ دخترونه وارد کلاس شد
از قیافشون معلوم بود هرزن
دختر1:وای بچه ها نظرتون چیه یکم اذیتش کنیم(اروم)
دخترا:موافقیم(نیشخند)
نمیدونم یکیشون چی گفت که یهو همشون نیشخند زدن و ب من نگا کردن
داشتن میومدن سمت من
دختر۱:وای ببینین کی اینجاس
دختر۲:یه هرزه کوچولو؟
دختر۳:شاید تا الان با هزار تا پسر خابیده باشه؟(نیشخند)
ات: از کی تاحالا هرزه ها اسمشونو رو دیگران میزارن؟(خونسرد)
دختر4:وای بچه ها اون به ما گفت هرزه؟
ات: ارع گفتم هرزه
دختره اولی بهم حمله کرد و داشت موهامو میکشید منم داشتم موهاشو میکشیدم دختر دوم از پشت میخاست حمله کنه که با پام زدمش که یهووووو...
خماریی🌚🫶
ببخشید اگ پارت اول مسخره شد
پارت:اول
ات ویو
های من اتم و 16 سالمه..
بازم مث همیشه از خاب بیدار شدم تا برای مدرسه ی جدیدم حاضر شم..
اول رفتم دستشویی و صورتمو شستم و کارای لازمو انجام دادم
از دستشویی در اومدم و روی میز ارایشیم نشستم..
موهامو شونه کردم و از بالا بستم..
یه ارایش ساده کردم و رفتم سمت لباسام که یهو مامانم اومد داخل
م/ت: عاح(منحرف نشیم) ات دخترم بیداری؟ فک کردم خابی داشتم میومدم بیدارت کنم
ات: نه مامانجون بیدارم(لپ مامانشو بوسید)
م/ت: دختر شیطون من(خنده)
زود بیا صبحونه بخور تا دیر نشده
ات: باشه مامان برو لباسمو عوض کنم منم میام
م/ت: دیر نکنی(چشمک)
ات:(خنده)
مامان رفت خب داشتم چیکار میکردم اها لباس..
لباسامو عوض کردم و بدو بدو از پله ها اومدم پایین دیدم مامان و بابا نشستم و دارن صبحونه میخورن
ات: صببب بخیررررر(بلند)
ب/ت: صب بخیر دخترم...بیا بشین صبحونتو بخور تا دیر نشده
ات: باشه
سریع رفتم یه لقمه گرفتم و با مامان و بابا خداحافظی کردم
«فلش بک به مدرسه»
ایش بازم ازین معلم ریاضی های رو مخ اهه چرا نمیمیرییی یه ساعته داری زر زر میکنیی
راستش به حرفاش گوش نمیدادم و گوشه ی کتابم داشتم برا خودم طراحی میکردم
که یهو زنگ خورد
ات: اخجون(اروم)
معلم رفت بچه هاعم رفتن و من تنها تو کلاس موندم
که یهو یه اکیپ دخترونه وارد کلاس شد
از قیافشون معلوم بود هرزن
دختر1:وای بچه ها نظرتون چیه یکم اذیتش کنیم(اروم)
دخترا:موافقیم(نیشخند)
نمیدونم یکیشون چی گفت که یهو همشون نیشخند زدن و ب من نگا کردن
داشتن میومدن سمت من
دختر۱:وای ببینین کی اینجاس
دختر۲:یه هرزه کوچولو؟
دختر۳:شاید تا الان با هزار تا پسر خابیده باشه؟(نیشخند)
ات: از کی تاحالا هرزه ها اسمشونو رو دیگران میزارن؟(خونسرد)
دختر4:وای بچه ها اون به ما گفت هرزه؟
ات: ارع گفتم هرزه
دختره اولی بهم حمله کرد و داشت موهامو میکشید منم داشتم موهاشو میکشیدم دختر دوم از پشت میخاست حمله کنه که با پام زدمش که یهووووو...
خماریی🌚🫶
ببخشید اگ پارت اول مسخره شد
- ۱.۹k
- ۰۹ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط