{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها رفت و هنوز؟

سالها رفت و هنوز؟
یک نفر نیست بپرسد از من،
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری،
همه جا می نگری،
گاه با ماه سخن می گویی،
گاه با رهگذران،
خبر گمشده ای می جویی،
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست؟
یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟
بارها آمد و رفت،
بارها انسان شد،
و بشر هیچ ندانست که بود،
خود او هم به یقین آگه نیست،
چون نمی داند کیست،
چون ندانست کجاست ،چون ندارد خبر از خود که خداست.


(زنده یاد دکتر قیصر امین پور )
دیدگاه ها (۲)

سلام,صبحتون بخیر و نیکی امروز،آ...

گر در طلب لقمه نانی نانی     گر در طلب گوهر کانی کانی این نک...

برای تمام دردها دو علاج وجود دارد :                    گذر ز...

هر چقدر هم که ضعیف باشی گاهی اوقات می توانی تکیه گاه باشی

✨️یک نفر نیست بپرسد از من🪐که تو از پنجره عشق چه‌ها می‌خواهی✨...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط