یه پیرزن گراشی با کاروان میره کربلا تو بین الحرمین گم میش
یه پیرزن گراشی با کاروان میره کربلا تو بین الحرمین گم میشه رییس کاروان میره اطلاعات کربلا میپرسه شما پیرزنی به این نشون پیدا نکردین ؛ماموره میگه والله یکی پیدا کردیم ولی مترجم!عرب،انگلیسی،ترکی اوردیم ولی نمیتونن ترجمش کنن زبان سختیه .
رییس کاروان بهش میگه؛ مگه چی میگه
میگه:دامو ما اکه فنا وابوسم جون خوتو مه واگردنی خونمو.رییس کاروان میگه:بگیرینش تا بیام همی خوشه
به افتخار گراشیا دست بزنید
البته خدارحمت کنه مادرمم گراشی بود
خخخخ فارسی نمیتونن بحرفن
رییس کاروان بهش میگه؛ مگه چی میگه
میگه:دامو ما اکه فنا وابوسم جون خوتو مه واگردنی خونمو.رییس کاروان میگه:بگیرینش تا بیام همی خوشه
به افتخار گراشیا دست بزنید
البته خدارحمت کنه مادرمم گراشی بود
خخخخ فارسی نمیتونن بحرفن
- ۵۱۵
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط