عزیزِ دلم …

عزیزِ دلم …
اگر بعد از ظهر را در بزرگراه به #پرسه ‌زدن نگذرانده بودم،
کسی چه می ‌داند،
شاید دست به کار می‌ شدم و چیزِ #شایسته ‌ای می‌نوشتم که می‌ توانست مرا از ورطه‌ ای که #آشکارا در آن غوطه می‌ خورم بیرون بکشد.
ولی اینطور که پیداست از این چیزها خبری نیست و همچنان رهسپارِ رختخواب خواهم شد؛ و به طورِ یقین تا مدتی چیزی نخواهم نوشت و طاعونی خواهم شد برای #خودم، #تو و تمامِ دنیا ...


#کافکا / #نامه_به_فلیسه
دیدگاه ها (۲)

نامه خداحافظی گابریل گارسیا مارکز خدا رحتمش کنه 😢 😢 اگر خداو...

ویورس نامجونسلام.آخرین تولد 20 سالگی من است.نمی دانم به خاطر...

ای خدای عهدهای ناگسستنی....‼‼‼‼قدم‌هامان را برای صداقت و ثبا...

نامه سهراب سپهری به احمدضا احمدی

امام حسین (علیه السلام) : تنها برای اصلاح در امّت جدّم به پا...

ای آفتاب عالمتاب نگاهی به پر کاهی ریان بن صلت می گوید #امام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط