{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفت

زن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفت
خداوند لبخند زد، زن پر از نور شد، زن زیبا شد
خدا گفت: زن شعله را خرج کن
زن عاشق شد، زن مادر شد، زن مهر شد، زن ماه شد....
در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کرد
خدا گفت: اگر زن نهبود زمین من همیشه سرد بود
دیدگاه ها (۱۴)

بگو : ... تکلیفم با چشم هایم چیست ...؟!لنگر بیاندازم ...و .....

گفته بودی برات چیزی بنویسم...چیزی نمی نویسم ...چشم هایم را ک...

بی گمان شطرنجِ بی پایان و پر دردی ست عشقدست بر مُهره مَزَ...

بودنت آرامشے ستکه تزریق مے شود درون رگ هایمبا حس نفس هایتتکث...

رمان انفجار و امید

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط