{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشکايم باريدن گرفت به وقت سحر ..

اشکايم باريدن گرفت به وقت سحر ..

شبنمي شد به روي گلبرگ هاي شعمداني کنار کوچه ...

اي غريب آشنا ..

تنها بيا ، اما آهسته به کنار شعمداني لحظه اي تأمل کن ....

تا شبنم اشک هايم آبي براي بدرقه راهت شود ....

اگر محبتي داشتي ...

آرام بوسه اي به گلبرگ هاي شعمداني بزن ....

که عطر تو را برايم به يادگار نگه دارد ....


.N.....B
دیدگاه ها (۸)

من…!مرا که میشنـاسی؟خودمم!کسی شبیه هیچکس!کمی که لابه لای نوش...

پس از آفرینش آدم خدا گفت به او: نازنینم آدم.... ...

دل خوشم به خاطرات شيرينم .....ياد چشمان نجيبت را به دل ميسپا...

خدايا شاديم ببخش .... تا دگر از غم دل غمگين مباشم .... خدايا...

عطر دستهایت میان گندم زار گیسوانم می رقصند!!مست میشوم، چشمان...

میزِ کنار پنجره متعلق به من بود، تا به حال برایم پیش نیامده ...

داستان کوتاه در انتظارش نویسنده الهه پورعلی

شعری بسیار زیبا طولانی هستش اما ارزش خوندن داره حتما تا آخر ...

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)سال ها پیش در این شهر در...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love²⁵**۲ سال بعد: کلاسِ...

کمال رستمعلی

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط