{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه زجری میکشد

چه زجری میکشد
زنی که
هر لحظه
از خاطره ای
به خاطره ی دیگر
پرت میشود
دیدگاه ها (۱)

در نگاهمخاطره ای هست که مدتهاست دستانم را به شعر بند کرده به...

خیال قشنگی‌ستاگر منکلید بچرخانمتو از پنجره تابیده باشیو خانه...

چه زجری میکشدزنی کههر لحظهاز خاطره ایبه خاطره ی دیگرپرت میشو...

مرا برای روز مبادا کنار بگذار!مثل مسافرخانه ای متروکه امدر ج...

ای خنده ی تودورترین خاطرهٔ من:)

سانتا یه لحظه دست پرت رو ول نمیکرد و پرت هم یه لحظه از کنارش...

شدت آخرین بی احترامیش انقدر بود که همه ی خاطره هایمان در یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط