{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واژه ی تب دار زتو کام یافت

واژه ی تب دار زتو کام یافت
خواجه شیراز زتو نام یافت
شهد تو در قونیه لبریز شد
از تب عشق راهی تبریز شد
همچو شقایق به بیابان شدی
هم قسم شاعر کاشان شدی
همچو الف در طلب بامداد
از درد و سکوت پیغام داد
کولاک سرما و زمستان سرد
میم امید را هراسان نکرد
همراه آفتابی و سایه ای
در اوجی و زیباچون آیه ای
وادی شعر دیار فرزانگی است
رسالتش رسالت عاشقی است #شهزاد
دیدگاه ها (۲)

تا نبارد باراناین دل بی سامانقصه غصه دردش نیاید به زبانپس بب...

اگر زردی نگیرد برگاگر عشقی نگیرد داغکجا ، کی می شود گلگونشقا...

سرخ ترین لاله ی عاشق شدنسبزترین فرصت فارغ شدنمونس شبهای فرام...

بی سبب سرتاسر شب را کنار پرسه پیمودن نزار و خسته از بودن شبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط