بنا بر دلایلی دلم خواست اوسی از شیطان کش هم داشته باشم🤧🩵
بنا بر دلایلی دلم خواست اوسی از شیطان کش هم داشته باشم🤧🩵
(تایمش واجب بود🥶)
بیو👇🏻
✧اسم/𝒏𝒂𝒎𝒆 : تسورارا/𝑻𝒔𝒖𝒓𝒂𝒓𝒂✧
✧معنی اسم : یخ آویز/𝑰𝒄𝒊𝒄𝒍𝒆✧
✧نام خانوادگی : اوکامی/𝑶𝒌𝒂𝒎𝒊✧
✧معنی:گرگ/𝑾𝒐𝒍𝒇✧
✧سن : 𝟏𝟔✧
✧گونه : انسان/𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧✧
✧قد : 𝟏𝟕𝟎/۱۷۰✧
وزن : 𝟒𝟎/۴۰★
✧تنفس : گرگ قطبی/𝑨𝒓𝒄𝒕𝒊𝒄 𝒘𝒐𝒍𝒇✧
فرم ها👇🏻
فرم اول: چنگال کولاک
ضربهای ضربدری و بسیار سریع با هر دو دسته شمشیر (یا حرکت متوالی) که مثل چنگال یک گرگ، جای زخمهای یخی و برفک روی زمین باقی میگذارد.
فرم دوم: زوزهی بیصدای برف
ایجاد مهی سرد و غلیظ دور خودش که دید دشمن را میگیرد و او با بیصدایی کامل، مثل یک شکارچی در دل مه جابهجا میشود.
فرم سوم: شکار در شب قطبی
پرش بلند به سمت بالا و شیرجهی ناگهانی از آسمان، مثل گرگی که روی گلوی طعمهاش شیرجه میزند. ضربه آن چنان قدرتمند است که زمین را ترک میاندازد.
فرم چهارم: ردپای گرگ در برف
یک حرکت سینمایی فوقالعاده چابک که در آن با سرعت برق، از چند زاویه به دشمن حمله میکند و هر جا پا میگذارد، ردپای یخی روی زمین یا هوا به جا میماند (دقیقاً مثل گلبرگهای تنفس آب، اما با برف).
فرم پنجم: نیش صاعقهی یخی
یک ضربهی مستقیم و سوراخکننده با نوک شمشیر. چنان دقیق و سریع است که قبل از اینکه دشمن بفهمد، سینهاش را سوراخ کرده و آن نقطه را منجمد میکند.
فرم ششم: یخبندان قلب (تکنیک دفاعی)
با چرخش دایرهوار شمشیر دور خودش، یک دیوارهی محافظ از کریستالهای یخی میسازد که ضربات دشمن را منعکس و خرد میکند.
فرم هفتم: طوفان یخی زمستانی
دوران سریع بدن به همراه چرخش شمشیر، یک گردباد عظیم از برف و تگرگ ایجاد میکند که دشمن را به سمت خودش میکشد و تکهتکه میکند.
فرم هشتم: پرتاب ماهِ یخی
پرش به هوا و رها کردن ضربات متعدد و پیاپی به سمت پایین، مثل بارش تگرگهای تیز و سنگین که هر کدام شمشیری برنده هستند.
فرم نهم: رقص گرگهای ارواح (حرکت مخفیانه)
یک حرکت فریبدهنده که در آن با استفاده از چاکرا، چند سایهی یخی از خودش (شبیه به بونشین) میسازد که همگی شبیه خودش حمله میکنند، اما فقط خودش ضربهی اصلی را وارد میکند. (موهای دُممانندش در این فرم مثل یک شلاق سرد عمل میکنند و تعادل را حفظ میکنند).
فرم دهم: آروارهی خدای یخ (قویترین و مخفیترین فرم)
همهی چاکرا را در شمشیر جمع میکند و با یک ضربهی متوالی، یخبندانی مطلق ایجاد میکند؛ تا حدی که کل میدان نبرد را منجمد کرده و دشمن را در کریستالهای یخ زندانی میکند. سپس با یک ضربه، کل دشمن یخزده را خرد و نابود میکند!
☆این تنفس برگرفته از ترکیب تنفس آب و باده که خود تسورارا ابداع کرده
✧رده : هاشیرا/𝐇𝐚𝐬𝐡𝐢𝐫𝐚✧
بستگان :
✧تتسو اوکامی ٭پدر٭مرده✧
✧تسوکی اوکامی٭مادر٭مرده✧
✧کایتو اوکامی٭برادر٭مرده✧
✧هانا اوکامی٭خواهر٭مرده✧
دوستاش :
نداره🫠
دوس موخواد
✧تاریخ تولد : ۸ اسفند✧
✧شیپ : نمیدونم به نظرتون کی بهش میاد🤧✧
✧اخلاق: در ظاهر کاملاً سرد، کمحرف و بیاحساسه؛ شبیه یه گرگ تنها که هیچکس بهش نزدیک نمیشه. خیلی دقیق، منظم و بیرحمه. اما در باطن فوقالعاده وفادار و حساسه و مهربونه؛ اگه به کسی اعتماد کنه جونش رو هم براش میده✧
✧علایق: حیوانات، سرما، تیز کردن و تمیز کردن شمشیر، تمرین کردن، خورن سوپ داغ و غذاهای داغ، سکوت✧
✧تنفرات: آدمای پر حرف، افرادی که به حریم شخصی تجاوز کند، سروصدا و بی نظمی، افراد تنبل، بی ارداه بودن✧
استاد : پدرش
تایپ: INFJ
داستان زندگیش:
اون هم مثل اوزویی شینوبی بوده جز خاندانی که اون هارو «گرگ» صدا می کردن، چون اون خاندان چه از لحاظ ظاهری چه از لحاظ احساسی و جنگیدن مثل گرگ عمل می کردن و بسیار خطرناک بودن
یک روز سامورایی ها لشکری درست کردن و به این خاندان حمله کردن...
تسوراراهم برای محافظت از خواهر و برادر کوچیک ترش مجبور شد همراه اونا فرار کنه و توی اون جنگ تنها بازمانده ها همین سه نفر بودن.
اونها هویت خودش رو مخفی کردن و سعی کردن زندگی آرومی بسازن، ولی وقتی که تسورارا برای خرید لوازم خونه به بیرون رفته بود شیطان به خونه حمله کرد و خواهر برادرش رو کشت و وقتی که تسورارا برگشت خونه شیطان رو درحال خوردن گوشت خواهر و برادرش بود.
اونجا بود که دیگه کنترلش رو از دست داد و اون شیطان رو بگا_
کشت🙂↕️ و بعد از اون شیطان کش شد
(تایمش واجب بود🥶)
بیو👇🏻
✧اسم/𝒏𝒂𝒎𝒆 : تسورارا/𝑻𝒔𝒖𝒓𝒂𝒓𝒂✧
✧معنی اسم : یخ آویز/𝑰𝒄𝒊𝒄𝒍𝒆✧
✧نام خانوادگی : اوکامی/𝑶𝒌𝒂𝒎𝒊✧
✧معنی:گرگ/𝑾𝒐𝒍𝒇✧
✧سن : 𝟏𝟔✧
✧گونه : انسان/𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧✧
✧قد : 𝟏𝟕𝟎/۱۷۰✧
وزن : 𝟒𝟎/۴۰★
✧تنفس : گرگ قطبی/𝑨𝒓𝒄𝒕𝒊𝒄 𝒘𝒐𝒍𝒇✧
فرم ها👇🏻
فرم اول: چنگال کولاک
ضربهای ضربدری و بسیار سریع با هر دو دسته شمشیر (یا حرکت متوالی) که مثل چنگال یک گرگ، جای زخمهای یخی و برفک روی زمین باقی میگذارد.
فرم دوم: زوزهی بیصدای برف
ایجاد مهی سرد و غلیظ دور خودش که دید دشمن را میگیرد و او با بیصدایی کامل، مثل یک شکارچی در دل مه جابهجا میشود.
فرم سوم: شکار در شب قطبی
پرش بلند به سمت بالا و شیرجهی ناگهانی از آسمان، مثل گرگی که روی گلوی طعمهاش شیرجه میزند. ضربه آن چنان قدرتمند است که زمین را ترک میاندازد.
فرم چهارم: ردپای گرگ در برف
یک حرکت سینمایی فوقالعاده چابک که در آن با سرعت برق، از چند زاویه به دشمن حمله میکند و هر جا پا میگذارد، ردپای یخی روی زمین یا هوا به جا میماند (دقیقاً مثل گلبرگهای تنفس آب، اما با برف).
فرم پنجم: نیش صاعقهی یخی
یک ضربهی مستقیم و سوراخکننده با نوک شمشیر. چنان دقیق و سریع است که قبل از اینکه دشمن بفهمد، سینهاش را سوراخ کرده و آن نقطه را منجمد میکند.
فرم ششم: یخبندان قلب (تکنیک دفاعی)
با چرخش دایرهوار شمشیر دور خودش، یک دیوارهی محافظ از کریستالهای یخی میسازد که ضربات دشمن را منعکس و خرد میکند.
فرم هفتم: طوفان یخی زمستانی
دوران سریع بدن به همراه چرخش شمشیر، یک گردباد عظیم از برف و تگرگ ایجاد میکند که دشمن را به سمت خودش میکشد و تکهتکه میکند.
فرم هشتم: پرتاب ماهِ یخی
پرش به هوا و رها کردن ضربات متعدد و پیاپی به سمت پایین، مثل بارش تگرگهای تیز و سنگین که هر کدام شمشیری برنده هستند.
فرم نهم: رقص گرگهای ارواح (حرکت مخفیانه)
یک حرکت فریبدهنده که در آن با استفاده از چاکرا، چند سایهی یخی از خودش (شبیه به بونشین) میسازد که همگی شبیه خودش حمله میکنند، اما فقط خودش ضربهی اصلی را وارد میکند. (موهای دُممانندش در این فرم مثل یک شلاق سرد عمل میکنند و تعادل را حفظ میکنند).
فرم دهم: آروارهی خدای یخ (قویترین و مخفیترین فرم)
همهی چاکرا را در شمشیر جمع میکند و با یک ضربهی متوالی، یخبندانی مطلق ایجاد میکند؛ تا حدی که کل میدان نبرد را منجمد کرده و دشمن را در کریستالهای یخ زندانی میکند. سپس با یک ضربه، کل دشمن یخزده را خرد و نابود میکند!
☆این تنفس برگرفته از ترکیب تنفس آب و باده که خود تسورارا ابداع کرده
✧رده : هاشیرا/𝐇𝐚𝐬𝐡𝐢𝐫𝐚✧
بستگان :
✧تتسو اوکامی ٭پدر٭مرده✧
✧تسوکی اوکامی٭مادر٭مرده✧
✧کایتو اوکامی٭برادر٭مرده✧
✧هانا اوکامی٭خواهر٭مرده✧
دوستاش :
نداره🫠
دوس موخواد
✧تاریخ تولد : ۸ اسفند✧
✧شیپ : نمیدونم به نظرتون کی بهش میاد🤧✧
✧اخلاق: در ظاهر کاملاً سرد، کمحرف و بیاحساسه؛ شبیه یه گرگ تنها که هیچکس بهش نزدیک نمیشه. خیلی دقیق، منظم و بیرحمه. اما در باطن فوقالعاده وفادار و حساسه و مهربونه؛ اگه به کسی اعتماد کنه جونش رو هم براش میده✧
✧علایق: حیوانات، سرما، تیز کردن و تمیز کردن شمشیر، تمرین کردن، خورن سوپ داغ و غذاهای داغ، سکوت✧
✧تنفرات: آدمای پر حرف، افرادی که به حریم شخصی تجاوز کند، سروصدا و بی نظمی، افراد تنبل، بی ارداه بودن✧
استاد : پدرش
تایپ: INFJ
داستان زندگیش:
اون هم مثل اوزویی شینوبی بوده جز خاندانی که اون هارو «گرگ» صدا می کردن، چون اون خاندان چه از لحاظ ظاهری چه از لحاظ احساسی و جنگیدن مثل گرگ عمل می کردن و بسیار خطرناک بودن
یک روز سامورایی ها لشکری درست کردن و به این خاندان حمله کردن...
تسوراراهم برای محافظت از خواهر و برادر کوچیک ترش مجبور شد همراه اونا فرار کنه و توی اون جنگ تنها بازمانده ها همین سه نفر بودن.
اونها هویت خودش رو مخفی کردن و سعی کردن زندگی آرومی بسازن، ولی وقتی که تسورارا برای خرید لوازم خونه به بیرون رفته بود شیطان به خونه حمله کرد و خواهر برادرش رو کشت و وقتی که تسورارا برگشت خونه شیطان رو درحال خوردن گوشت خواهر و برادرش بود.
اونجا بود که دیگه کنترلش رو از دست داد و اون شیطان رو بگا_
کشت🙂↕️ و بعد از اون شیطان کش شد
- ۱۶۰
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط