{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خنده به این یأس رسیدم،تو چه دانی

از خنده به این یأس رسیدم،تو چه دانی
از خاطره ها دست کشیدم...تو چه دانی

تردید،مرا در خودِ من زیر و زِبَر کرد
از دوست به جز ضربه ندیدم،تو چه دانی

رفتی و خودم قیدِ خودم را زده بودم
رفتی و فقط هرز پریدم...تو چه دانی

انسانیَتَم بعدِ تو از بیخ تلف شد...
من آدمکی پوچ و جدیدم،تو چه دانی

باران که ببارد همه چی خوب و قشنگ است
من تشنه ی بارانِ شدیدم....تو چه دانی
دیدگاه ها (۲)

ﻗﺼﺪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺍﺯ ﻗﻔﺲ ﺩﺍﺭﯾﻢ،ﭘﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﯿﺪﻫﺮ ﻃﺮﻑ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ،ﺩﺭ...

...قرار بود همین شب قرارمان باشدکه روز خوب تو در انتظارمان ب...

روز جهانی صلح خجسته باددنیا بی خطِ قرمزیه روز با هم می خونیم...

پاییز آمده ست که خود را ببارمت!پاییز: نام دیگر "من دوست دارم...

بابایی من

سناریو ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط