{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرعه ای خورد به نام و به عدم دل دادم

قرعه ای خورد به نام و به عدم دل دادم
هی غزل پشت غزل از تو حکایت کردم
دیدگاه ها (۱)

ردت از پنجره ی رو به خیابان.... ای وای با خیال گل روی تو قیا...

من به دیدار تو هر بار سماجت کردم به هوا خواهی چشمان تو عادت ...

یاد آن روز که در صفــحه شطـرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت...

هی نوشتم دل من بی تو و پاکش کردمقلمم حرف مرا شعر ازین بابت ک...

شیشه ای دل را دست طفل خورد دادمطفل را هرکس محرم ساخت رسوا می...

کپشن چک شه مهم هست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط