{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شـاهد بوده ای

شـاهد بوده ای

لحظـه تیـغ نهادن

بر گـردن کبـوتر را؟

و آبـی که پیـش از آن

چه حریصـانه و ابلهـانه

می‌نوشد پرنـده؟

تـو، آن لحظـه ای

تـو، آن تیـغی

تـو، آن آبـی

مـن

مـن آن پرنـده بودم!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۸)

اولین مخاطبش خودمم...ازدنیای مجــــــــــاز ےآمــــــــــوخت...

تمام شهر را باید بگردم شعری که امروز از جیبم افتادهدست هر کس...

این روزها خیلی ها از من دلگیرندمثلا همین لبخندمدیروزبغض کرده...

تنگ آمده کوچه های شهراز هضم دردهای تنمدرشب بی حاصل جمعهآنقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط