بارالها

بارالها…
از کوی تو بیرون نشود
پای خیالم
نکند فرق به حالم ....
چه برانی،
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی..
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این
خانه مرا نیست پناهی
دیدگاه ها (۱)

حسین(ع) جان ؛؛؛چند روزیست دلم میل زیارت داردنکند باز فراخوان...

ارباب یه چیزی بگم؟؟...پیش چشمم عشق بازی با رفیقانم نکنکربلای...

فقط چند سحر دیگر باقیست . . .و . . . دوباره آغاز میشود هیاهو...

از کسی پرسیدند...کدامین خصلت از خدای خود را دوست داری؟گفت:هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط