{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنچه به زندیگی معنا می بخشد ...

آنچه به زندیگی معنا می بخشد ...
نه در چشمان بی هویت هرزگی یافت می شود ...
و نه در دستان بی پروای شهوت !
" دوست داشتن"
به واقع والاتر از آن است که با عرضه کردن خویش به آدمیان
خویشتن را از اعتبار ساقط کند...!
آرام و بی صدا .. خودش را لابه لای آغوش های بی نیاز جا می کند ..
و آنقدر انتظار می کشد ...
تا یک نفر بیاید و درست به اندازه ی همان یک دانه آغوش بشود!
آنقدر " نجابت" دارد که اگر آن " اوی مفرد غائب" هرگز نیامد...
خودش را به هیچکس نفروشد ...
خودش را هیچ وقت عرضه نکند...
خودش را برای خودش همیشه گرم نگه دارد!
نمی دانم کدام قسمت این تفکرات با " واقعیت" و البته نه " حقیقت" همخوانی دارد ..
تنها دارایی ام ...
یک " نجابت دوست داشتن " است ...
که آن را یک جا تقدیم به خودت می کنم ..
دیدگاه ها (۳)

این بار با فریاد باچشمانی گریان باقلبی...

در صـِفـــــــر مُـطلـَــــق ذُوب مـْـــــی شـــَــــــــوَ...

قرارنیست...

سرم راکه تکیه میدهم به سینه مردانه اتهمه کوهها کم می اورند ا...

نمیبخشمت p.3

پارت سوم پرنسسی از جنس ابر آن روز صبح، بادِ ملایمی از سمت جن...

«مردی بین ما »پارت ۱۵: «اعترافی در سکوت» تهیونگ هنوز مرا در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط