{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در طلبت روان شدم غنچه و باغبان شدم

در طلبت روان شدم غنچه و باغبان شدم
رخ بنمای جان جان،بی تو چه بی توان شدم

روح و روان من توئی مونس و جان من توئی
وصف تو را چه گویمت ، بلبل خوش زبان شدم

سوز و گداز و آه من چنگ و نی و سه تار من
نغمه ی بی نوای من ، سوز نی شبان شدم

رشته به رشته موی تو دام بلاست کوی تو
ماه خجل ز روی تو ، آبی آسمان شدم

گر که طبیب پرسدم حال منو دوای من
کوی تو را نشان دهم ، بستر گیسوان شدم

راه به سوی تو روان باغ ز دوریت خزان
گم شده ام درون خود ، عاشق ساربان شدم
دیدگاه ها (۱)

روزی می آیی که‌‌ من بسیار گریسته امروزی که خوشبختیفقط یک کلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط