{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای را دیدم

مورچه ای را دیدم

با این کوچکی اش

باری را میبرد از خود بزرگتر . . .

.

.


منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم

کشتمش |:
 

همینم مونده از مورچه پند بگیرم

والا
دیدگاه ها (۶)

مرد باس وقتی عشقش از دستش ناراحت میشه و میره تو اتاق میشینه ...

فرض کن در آینده میشد همه غذاهارو از اینترنت دانلود کرد...خیل...

نشستم پاى هندونه جاتون خالى با قاشق تمام مغزش رو تراشیدم و خ...

عاشق شدن جیگر ..آقای مجری : جیگر .. تو چرا امروز انقدر ساکتی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part16چشاشو سگی کرد و بهم نگاه کرد بعدم راه ا...

🔴 حکایت پند آموز (‍عاقبت رباخواري)آقا سید مهدی کشفی که از یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط