{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای را دیدم

مورچه ای را دیدم

با این کوچکی اش

باری را میبرد از خود بزرگتر . . .

.

.


منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم

کشتمش |:
 

همینم مونده از مورچه پند بگیرم

والا
دیدگاه ها (۶)

مرد باس وقتی عشقش از دستش ناراحت میشه و میره تو اتاق میشینه ...

فرض کن در آینده میشد همه غذاهارو از اینترنت دانلود کرد...خیل...

نشستم پاى هندونه جاتون خالى با قاشق تمام مغزش رو تراشیدم و خ...

عاشق شدن جیگر ..آقای مجری : جیگر .. تو چرا امروز انقدر ساکتی...

{ 𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐨𝐟 𝐋𝐢𝐟𝐞 } { ۸ }تهیونگ و مامانش رو مبل نشس...

عشق یا نفرت پا ت (۶)

پارت سوم تانحیرو و کانائوذهن تانجیرو(رفتیم خوابیدیم و بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط