خاطرات امیر.
خاطرات امیر.
لحظه ی که باهوادارانم بودم ویک به یک به من ابرازعشق وعلاقه میکردن وکلمه عاشقتیم اززبانشان نمی افتادمن به خودم میبالیدم که اینچونین هوادارانی دارم..همه جمع شدیم برای گرفتن عکس یادگاری همان لحظه چندنفرازپشت باچاقوبمن حمله کردن عجیب بوداون لحظه هیچکس به کمک من نیامدفقط ایستادن ونگاه کردن ممکن بودمن کشته شم ولی دریغ ازاینکه یکنفرقدم جلوبگذارد.فقط استادن وکتک خوردن من رانگاه کردن..این بوداونهمه دوستت دارم وعاشقت هستیم..اون لحظه بودکه فهمیدم دوست داران من اینهاوکسانی نیستن که اطرافم راپرکردن دوست داران من اونهایی هستن که فرسنگهاازمن فاصله دارن وازراه دوربرایم اشک ریختن.....دوست داریم امیرجون ازنوع واقعی.سلام به همه تتلی تیهای واقعی
لحظه ی که باهوادارانم بودم ویک به یک به من ابرازعشق وعلاقه میکردن وکلمه عاشقتیم اززبانشان نمی افتادمن به خودم میبالیدم که اینچونین هوادارانی دارم..همه جمع شدیم برای گرفتن عکس یادگاری همان لحظه چندنفرازپشت باچاقوبمن حمله کردن عجیب بوداون لحظه هیچکس به کمک من نیامدفقط ایستادن ونگاه کردن ممکن بودمن کشته شم ولی دریغ ازاینکه یکنفرقدم جلوبگذارد.فقط استادن وکتک خوردن من رانگاه کردن..این بوداونهمه دوستت دارم وعاشقت هستیم..اون لحظه بودکه فهمیدم دوست داران من اینهاوکسانی نیستن که اطرافم راپرکردن دوست داران من اونهایی هستن که فرسنگهاازمن فاصله دارن وازراه دوربرایم اشک ریختن.....دوست داریم امیرجون ازنوع واقعی.سلام به همه تتلی تیهای واقعی
- ۴۱۵
- ۲۵ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط