این پارت اسمات داره بی جنبه ها نخونن
این پارت اسمات داره بی جنبه ها نخونن 🔞😈
ویو ا/ت :
وقتی سوکونا داشت پام رو میمالوند هس کردم دی*کش داره پاره میکنه شلوارش رو بعدش یهو بلندم کرد و سوار ماشین شدیم
(وقتی رسیدن خونه)
سوکونا:خب بیب وقتشه تنبیه بشی
ا/ت:چیییی؟؟؟؟
سوکونا:همین که شنیدی
ویو ا/ت :
وقتی اینو گفت بلندم کرد و بردم تو اتاق و درو قفل کرد تا فرار نکنم بعد شرو به بوسیدنم کرد منم همکاری کردم چون نمی کردم خیلی برام بد میشد و تنبیهم خیلی سخت تر شد
ویو سوکونا :
وقتی بوسیدمش تعجب کردم همکاری کرد ولی اون لبای به رنگ شرابیش خیلی وسوسه کننده بود( استغفرالله خاک به سرم 🔞📿🧿) بعدش لباساشو جر دادم و لباس خودمم در اوردم شروع کردم به گذاشتن کیس مارک های بنفش 😈وشروع کردم به خوردن سینه هاش و بازی کردن با اون یکی سینش خیلی خوشمزه بود سفید اونقدر سفید که با یه فشار کوچیک قرمز میشد بدنش و اومدم پایین تا رسیدم به پو*صدینش و لیس زدنش که یهو واردش کردم زبونمو و یه جیغ بلند کشید منم دستمو گذاشتم رو دهنش دوباره پو*صدینش رو لیس زدم و بعد چند ثانیه از جیغ کشیدن تبدیل به ناله کردن شد و بعد یکم لیس زدنش خیسه خیس شد منم از فرصت استفاده کردم و وارد*ش کردم و یه ناله ی خیلی بلند کشید بعد چند دیقه که عادت کرد شروع به تلم*به زدن کردم اما اروم که ا/ت گفت
ا/ت:ددی عاحححح زود باش سریع تر تند تر عاااااااااح ددی زود باش عاحححححح
سوکونا :باشه( نیشخند صدا دار)
بعد چند راند هر دو ار*ضاع شدیم و
ا/ت:ددی ،،ددی ،، درد دارم( بغذ کرده )
سوکونا:اخی باشه
براید استایل بلندش کردم و بردم حموم و وام و پر کردم گذاشتمش روی پام و دلشو ماساژ دادم
ا/ت : ددی
سوکونا:جونم بیبی
ا/ت:مرسی
سوکونا:برای چی
ا/ت:چون دوسم داری و باهام مثل بابام رفتار نمیکنی( نکته بابای ا/ت ، ا/ت رو به سوکونا فروخت برای پول سوکونا اول برای رفع هوس با ا/ت مهربون بود ولی بعد مدتی عاشقش شد)
خوب عزیزانم فردا پارت اخر رو میذارم لطفا حمایت کنین
راستی بگین با پارت اخر سوکونا دیگه چی بنویسم
ویو ا/ت :
وقتی سوکونا داشت پام رو میمالوند هس کردم دی*کش داره پاره میکنه شلوارش رو بعدش یهو بلندم کرد و سوار ماشین شدیم
(وقتی رسیدن خونه)
سوکونا:خب بیب وقتشه تنبیه بشی
ا/ت:چیییی؟؟؟؟
سوکونا:همین که شنیدی
ویو ا/ت :
وقتی اینو گفت بلندم کرد و بردم تو اتاق و درو قفل کرد تا فرار نکنم بعد شرو به بوسیدنم کرد منم همکاری کردم چون نمی کردم خیلی برام بد میشد و تنبیهم خیلی سخت تر شد
ویو سوکونا :
وقتی بوسیدمش تعجب کردم همکاری کرد ولی اون لبای به رنگ شرابیش خیلی وسوسه کننده بود( استغفرالله خاک به سرم 🔞📿🧿) بعدش لباساشو جر دادم و لباس خودمم در اوردم شروع کردم به گذاشتن کیس مارک های بنفش 😈وشروع کردم به خوردن سینه هاش و بازی کردن با اون یکی سینش خیلی خوشمزه بود سفید اونقدر سفید که با یه فشار کوچیک قرمز میشد بدنش و اومدم پایین تا رسیدم به پو*صدینش و لیس زدنش که یهو واردش کردم زبونمو و یه جیغ بلند کشید منم دستمو گذاشتم رو دهنش دوباره پو*صدینش رو لیس زدم و بعد چند ثانیه از جیغ کشیدن تبدیل به ناله کردن شد و بعد یکم لیس زدنش خیسه خیس شد منم از فرصت استفاده کردم و وارد*ش کردم و یه ناله ی خیلی بلند کشید بعد چند دیقه که عادت کرد شروع به تلم*به زدن کردم اما اروم که ا/ت گفت
ا/ت:ددی عاحححح زود باش سریع تر تند تر عاااااااااح ددی زود باش عاحححححح
سوکونا :باشه( نیشخند صدا دار)
بعد چند راند هر دو ار*ضاع شدیم و
ا/ت:ددی ،،ددی ،، درد دارم( بغذ کرده )
سوکونا:اخی باشه
براید استایل بلندش کردم و بردم حموم و وام و پر کردم گذاشتمش روی پام و دلشو ماساژ دادم
ا/ت : ددی
سوکونا:جونم بیبی
ا/ت:مرسی
سوکونا:برای چی
ا/ت:چون دوسم داری و باهام مثل بابام رفتار نمیکنی( نکته بابای ا/ت ، ا/ت رو به سوکونا فروخت برای پول سوکونا اول برای رفع هوس با ا/ت مهربون بود ولی بعد مدتی عاشقش شد)
خوب عزیزانم فردا پارت اخر رو میذارم لطفا حمایت کنین
راستی بگین با پارت اخر سوکونا دیگه چی بنویسم
- ۷.۰k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط