{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی اما من پنجره را تا قیامت باز میگذارم مگر یک روز از خ

رفتی اما من پنجره را تا قیامت باز میگذارم مگر یک روز از خم کوچه نمایان شوی وبرایم دستی تکان دهی . . .
دیدگاه ها (۱)

طناب را به گردنم انداختند، گفتند آخرین آرزویت؟ گفتم دیدن محب...

حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات / باشد، قبول…لااقل این نکته...

با عشق به من به من خیانت کردی دل دادم و تو رد امانت کردی رفت...

فردا اگر از راه نمی آمد من تا ابد کنار تو میماندم... (فروغ ف...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

لبخند قاتلپارت²⁰ویو جونگ‌کوکنگاهم از روی ماشین مشکی برداشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط