{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی روز یکی از دوستام پارتی گرفته بود

ی روز یکی از دوستام پارتی گرفته بود

همه دختر پسرا جمع بودیم همه چیم

بود از انواع مشروب و مواد مخدر

ورودیه خونه ی عکس قدی از داریوش

زده بودن.عاقا یدفه مامورا ریختن تو

خونه سرهنگه ی نگا ب ما کرد ی نگا ب
دیوار گفت من ب درک از عکس این

شهید خجالت بکشید...................
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مامورای سرهنگ خودشونو با تیر زدن

شهید شدن بچه های ما هم انقد خندیدن
سنگکوب کردن مردن.منم الان

بیمارستانم از پنجره خودمو پرت کردم

شکمم پاره شد الان یاد اون صحنه

میوفدم از خنده بخیه هام وا میشه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
دیدگاه ها (۱)

صبور باش!بگذار زندگیت مسیر خودش را طی کند و همه آنچه را که ن...

زندگی میتواند ردیایی از بهشت یا آتشی از جهنمباشد همه چیز ب ن...

نه چمدان باخود داشتی نه کلاه نه روزنامه.......از کجا باید می...

فتا چیست......؟..................گونه ای از پلیس است ک هواسش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط