{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم که از همه ی شهر جز تو دلگیرم

منم که از همه ی شهر جز تو دلگیرم
منم که بی تو برای همیشه میمیرم
نگاه میکنم آیینه را به دیدارت
چقدر مثل من هستی درون تصویرم
بریز توی زمانم، درون من جا شو
بپاش عطر رهایی به بند و زنجیرم
تنم به زخمِ تو، عادت به عاشقی ها داشت
خوشا به حال من و سرنوشت و تقدیرم
من از سیاهی غربت کنار تو هستم
من از سپیدی تو جان تازه میگیرم
تو را چو ماه سرودم که روشنی هستی
میان ثانیه هایی که بی تو شبگیرم
تمام پنجره ها را بدون تو بستم
ببین که از همه دنیا به جز خودت سیرم
دیدگاه ها (۴)

تا به کی این دلِ دیوانه، به تو رو بزند؟عشق، در پـایِ تو افتا...

پروانه چو بر روی تو بنشست، دلــم ریخت.... چون باد به گیسوی ت...

حمایل ڪرده ام عشق را،برای نازنین یارممنم عاشق به چشمهایش،خدا...

یکی هست که میتونه این دلمو شاد کنه تو غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط