{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبود

گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبود
وای این دلشوره ها ...دلواپسی... حقم نبود

گفته بودم......دوستت دارم......نکردی باورم
بارها تفتیش کردن.............وارسی حقم نبود

دامنی از گل برایت هدیه آوردم........ولی
این چنین پر پر شدن چون اطلسی.....حقم نبود
من که تنها هم نشینم .......اشک و یک آیینه بود
بی وفایی،،هم نشینی بابی کسی.....حقم نبود
گفته بودی تا نفس..........تا آخرین دم با منی
اینکه حالا .........بعد مرگم میرسی حقم نبود
دیدگاه ها (۱)

عشق یعنی می توان پروانه بودیک نگاه ساده را دیوانه بودعشق یعن...

قلاب کن جانم را به جانت ...دستم را به دستت !نباشی نفس تنگ اس...

نفسم کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودید...

تمام کوچه را رفتم شبی بازو به بازویتدلم می‌خواست خان باشی و ...

عاشقانه

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط