{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جاده ی احساس تو ، از درد نوشتم

از جاده ی احساس تو ، از درد نوشتم
از یک دل غمگین، دل یک مرد نوشتم

ازقصه ی شبهای بلندی که تو بودی
تا خاطره هایی که شدند زرد نوشتم

از چک چک هر قطره ز دلتنگی قلبم
ز اوارگی این دل شبگرد نوشتم

از کوشش بی حاصل این قلب شکسته
تا فاصله هایی که غم آورد نوشتم

از سوز نفس گیر رخ سرد حضورت
از یک شب طوفانی نامرد نوشتم

از درد فراق و غم دلتنگی شبها
تا ضجه که تاثیر نمی کرد نوشتم

افسوس نشد باشی و همدرد بمانی
شاعر شدم و از دل پر درد نوشتم
دیدگاه ها (۲)

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

‌ منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

من تو را در تپش قلب خودم یافته امروح احساس تو را در نفسم یاف...

وقتی که سید ابراهیم شهید شد دل نگرانه آقا بودیم..هر چند که ا...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

نغمه پایداری در هندسه حد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط