تقدیم به پدری که ندارم
تقدیم به پدری که ندارم
میان تمام نداشتن ها دوستت دارم
شانس دیدنت را دیگر ندارم
آرامش و قدرتی که در پی دیدنت تمام سلولهایم را فرامیگرفت
دیگر ندارم
ولی دوستت دارم...
وقتی دلم هوایت را میکند حق شنیدن صدایت را ندارم...
ولی دوستت دارم...
آن زمان که روحم از درد روزگار و جفای یاران خرد شده و میشکند تکیه گاه بازوانت را ندارم
ولی دوستت دارم
وقت دلتنگی هایم , آغوشت را برای آرام شدن ندارم
ولی دوستت دارم
همه وجودمی ولی حضورت را دیگر ندارم و میان تمام ندا شتن ها باز هم با تمام وجودم...
دوستت دارم پدرم
تقدیم به پدران آرمیده در خاک ....
دلتنگ عطروجودت شدم پدر
میان تمام نداشتن ها دوستت دارم
شانس دیدنت را دیگر ندارم
آرامش و قدرتی که در پی دیدنت تمام سلولهایم را فرامیگرفت
دیگر ندارم
ولی دوستت دارم...
وقتی دلم هوایت را میکند حق شنیدن صدایت را ندارم...
ولی دوستت دارم...
آن زمان که روحم از درد روزگار و جفای یاران خرد شده و میشکند تکیه گاه بازوانت را ندارم
ولی دوستت دارم
وقت دلتنگی هایم , آغوشت را برای آرام شدن ندارم
ولی دوستت دارم
همه وجودمی ولی حضورت را دیگر ندارم و میان تمام ندا شتن ها باز هم با تمام وجودم...
دوستت دارم پدرم
تقدیم به پدران آرمیده در خاک ....
دلتنگ عطروجودت شدم پدر
- ۸۴۹
- ۰۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط